إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰


« قَیس بن عاصِمِ المِنقَری یَقولُ: قَدِمتُ عَلی‏ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی وَفدٍ مِن جَماعَةٍ ....ثَواباً وَلِکُلّ سَیّئَةٍ عِقاباً»(۱)
 قیس بن عاصم- یکی از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله- می‏گفت: روزی با جمعی از قبیله بنی‏تمیم خدمت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم ایشان به من دستور داد برو با آب و سدر غسل کن. من دستور حضرت را انجام دادم و به ‏سوی او بازگشتم و سپس عرض کردم: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ما اندرزی بده تا از آن بهره‏مند شویم. حضرت در پاسخ فرمود:

ای قیس، بدان که همراه عزّت، ذلّت و به دنبال حیات، مرگ و همراه دنیا، آخرت است و برای هر چیزی حسابگر و بر فراز هر چیزی مراقبی و برای هر کار نیکی پاداش و در برابر هر کردار ناپسندی مجازاتی است.
وادی مقدس
چه شده که کسی مثل من همینطور سرش را پایین انداخته و با اعتماد به نفس وادعاهایی دروغین خودش را مست کرده.

چه شده که غرور سر تا پای وجودم را گرفته ودر دریای شخصیت کاذب و با هویت دروغینی که برای خودم ساخته ام وبا آن صبح را به شب میرسانم غرق شده ام.
چه شده که بدون اینکه حجتی داشته باشم یا علمی داشته باشم با قدرت تمام با هر کسی وارد بحث میشوم وچون نمیخواهم مغلوب شوم از به هم بافتن هر مطلب وهر تفکری کوتاهی نمیکنم و بدون شک با این روش دنبال بدست آوردن عزت وبزرگی هستم هر چند که در کلام این مطلب را نفی کنم.
مگر صدای آیات مقدس قرآن کریم وصدای مسیحایی اهل بیت رسول اکرم(صلی الله علیه واله) به گوشم نرسیده که مدام از زوال وفنا و ناپایداری این دنیا میگویند.
مگر پیام ادیان الهی وثمره علوم وحیانی به گوشم نرسیده که مدام ما را به هجرت از این عالم فرشی وحرکت به آن عالم عرشی دعوت میکنند.
مگر سخن رسول اکرم(صلی الله علیه واله) که فرمودند:
«همراه عزّت، ذلّت و به دنبال حیات، مرگ و همراه دنیا، آخرت است»
را نخواندم که اینگونه غرور این عزت دنیوی و سلامتی چند روزه مرا مست خودش کرده
مگر کلام رسول اکرم(صلی الله علیه واله)که فرمودند
«برای هر چیزی حسابگر و بر فراز هر چیزی مراقبی و برای هر کار نیکی پاداش و در برابر هر کردار ناپسندی مجازاتی است»

را نخواندم که اینگونه بدون هیچ

حسابی هر حرفی

وبدون هیچ

ملاکی هر کاری

وبدون هیچ

حضوری هر عبادتی

وبدون هیچ

ترسی هر گناهی

را انجام میدهم.

-----------


چرا دنبال درمان نمیروم؟
چرا در این آیات وروایات مسیحایی تفکری نمیکنم تا تنبهی برای بیداریم باشد؟
چرا در عباداتم تأملی نمیکنم تا جرقه ای برای روشنای ام باشد؟

چرا در مشکلات دنبال رفعش میگردم ولی دنبال رفعت نمیگردم تا شیرینی مشکلات لذت زندگی دنیای ام باشد؟
تمثیل
ما، در رؤیا به سر می بریم از این جهت نمی دانیم چه کسی سود می برد و چه کسی زیان. از عالم فقط در ودیوار و جانورش را دیدیم و صاحب خانه را ندیدیم و مشکل ما همین است. اما اولیاء خدا و شهداء صاحب خانه را دیدند، دست از خانه کشیدند، و ما چون معرفت صاحب خانه برایمان حاصل نشد، به تماشای نقش و نگارخانه نشستیم خیال می کنیم این عالم، خانه بی صاحب است،وگرنه چه کسی در خانه ای می رود که صاحب خانه حاضر باشد و او شروع کند به شمارش آجرها و دیدن نقش و نگارهای خانه و هیچ مجالستی با صاحب خانه نداشته باشد؟

ما حتی آنوقتی هم که فکر می کنیم. داریم با صاحب خانه صحبت می کنیم در نقش خیالات خودمان هستیم و تصوّراتمان از پیش چشممان رژه می روند.(2)


پاورقی
1-بحارالانوار، ج 77، ص 175
2-مثل ها و پند ها-حائری شیرازی، جلد3، ص44

3-مطالعه بیشتر در مورد غفلت

  • محمد جواد

غرور

مستی دنیا

نظرات  (۱)

  • محمدرضا سلمانیان‌نژاد
  • تشکر می‌کنیم

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">