إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰


ربا زاییده صفات رذیله اخلاقی

حرص، طمع، داشتن روحیه تجمل گرایی افراطی، نداشتن روحیه صبر در برابر مشکلات، بی اعتمادی به خداوند و دهها اخلاق زشت دیگرکه میتوانند هر کدام به تنهایی دلیلی باشند تا انسان را تحت تاثیر خود قرار داده و او را به گرفتاری ها و بدبختی های بزرگتری بیاندازند.
یکی از این گرفتاری ها و گناهانی که زاییده صفات رذیله ای است که در بالا بیان کردیم، "دادن ربا ویا ربا خواری است" که غالباً اینطور است که ربا دهنده با حرص وطمع دنبال سود ومنفعت بیشتر است وربا گیرنده نیز با بی صبری و بدون توجه و اعتماد بر خدا در خیال خود به دنبال رفع گرفتاری و خارج شدن از مشکلات است.

ربا جنگ با خداست

در ادیان آسمانی مخصوصاً دین اسلام گناهان زیادی وجود دارد که هر کدام برای پیروان این ادیان آسمانی  معرفی شده اند و خداوند ترک و دوری کردن از این گناهان را از بندگانش خواسته است.
اما در بین این گناهان ودر بین صفحات کتب آسمانی بعضی گناهان هستند که از نحسی(1) و کراهت شدیدتری برخوردارند و خداوند متعال کسانی که به این گناهان دچار میشوند، هشدارها وعذاب های سختی وعده داده است.

نهی از ربا در تورات

"ربا"یکی ازبزرگترین و خطرناکترین گناهانی که در ادیان آسمانی مورد توجه قرار گرفته است وبا عبارات و مضامین مختلفی پروردگار مردم را به دوری از ربا خوردن وسود محور کردن قرضها و خدمات خود تشویق ودر مقابل هم هشدارهای جدی وشدید وعذاب های سختی هم برای ربا خواران وربا گیرندگان وعده داده است.
مثلاً در تورات نقل شده است

"اگر برادر فقیر و تهیدستت به نزد تو آمد او را مانند غریب و مهمان پذیرایی و یاری نما تا با تو زندگی نماید از او ربا و سود مگیر و از خدای خود بترس تا برادرت با تو زندگی نماید. نقد خود را به ربا به او مده و خوراک را به سود به او مده، اگر نقدی به فقیران از قوم من که همسایه تو باشند قرض دادی مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سودی بر او مگذار"(2)

در ادامه ذکر این نکته لازم است که در حال حاضر"ربا" در آیین مسیحیت مطلقاً حرام است حتی تا جایی که انکار حرمت ربا در این آیین برابر با ارتداد وخروج از دین محسوب میشود وچنین کسی هم صلاحیت تکفین بعد از مرگ را نخواهد داشت.(3)

حرمت ربا در اسلام وقرآن

در اسلام  هم "ربا" از حرمت شدیدی بر خوردار است وحتی در نظر بعضی علماء اعتقاد به حرمت ربا را آنقدر شدید بحث کرده اند که نزدیک به ضروریات دین رسانده شده؛(4) در قرآن کریم هم در هشت آیه در مورد "ربا" بحث شده است.

ربا در روایات

امام صادق(علیه السلام)
«دِرْهَمٌ‏ رِبًا أَعْظَمُ‏ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَةً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَام‏»(5)
«یک درهم ربا در نزد خداوند متعال از هفتاد بار زنا با محارم در کعبه سنگین تر است»
یک احتمالی که برای این درجه از نهی وقبحی که برای "ربا" در این حدیث شریف وجود دارد، میتوان داد، این است که دامنه گناه "ربا" بر خلاف گناه نفرت انگیز"زنا"خیلی وسیع تر است و تنها ضررش به فرد ربا دهنده و ربا گیرنده محدود نمیشود واثرات مخرب آن(حتی اگر مخفیانه هم انجام شود) به دلیل تبادلات مالی (بدون کالا وخدماتی)که در این گناه وجود دارد در وضعیت اقتصادی وفرهنگی کشور نیز تاثیر گذار خواهد بود.


پاورقی
1-لغت نامه دهخدا:شوم، نامبارک
2-تورات، سفر خروج، باب 22، 37، ص 195، 199 چاپ لندن
3-تورات، سفر خروج، فصل 23، آیه 20
4-امام خمینی، تحریر الوسیله، جلد 1، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ص 536
5-من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 367

  • محمد جواد

درباره ربا

نظرات  (۴)

  • ....جلیس العقل ....
  • معلومه . چون ربا یعنی اعلان جنگ با خدا و رسول و کسی یا کشوری که چنین است خوب محارب با خداست و طبیعتا اسلامی نیست
    قربون ایران المدلله که همچیش اسلامیه بلااستثناء!!!!😄😄
    پاسخ:
    برادر من اینطوری صغری وکبری چیدن و نتیجه گرفتن که کاری نداره
    بحث سر فرهنگ سازی در مقابل هجمه های تبلیغاتی دشمنان است، تا مردم  بیدار بشند و در انتخاب مسؤلان و مدیران دینی دقت کنند؛ وگرنه معلومه که ایران هنوز با افق های دینی فاصله داره.
    اسم کشور اسلامی حاکی از چشم اندازهایی است که انقلاب اسلامی دنبال رسیدن به آنهاست و باید برای رسیدن به اینچنین افقی، نیروی انسانی تربیت کند؛ وگرنه معلوم است با این مدیرانی که "به غیر از علومی که در کلاس های دانشگاهها با مبانی غربی یاد گرفتند" چیز دیگری بلد نیستد نمیشود کشور اسلامی راه انداخت.
  • ....جلیس العقل ....
  • صغری و کبرای بنده و نتیجه ی آن بلااشکال است البته اگر آن چه در بانک ها رایج است را ربا بدانیم و الا خیر 
    اما این که نام کشور دال بر افق هاست ، ادعایی بیش نیست چرا که وقتی کشوری نام خود را جمهوری اسلامی می گذارد و اینهمه شهید داده می شود یعنی آنچه می خواهم بر من حکومت کند اسلام است و قوانین آن و وقتی نظام به پا شد آن مردم را به همکاری با امام وا داشت ، تصویب و اجرای قوانین اسلامی است بالفعل ، نه این که مردم کشته شدند که مثلا ١٠٠٠ سال دیگر آن هم شاید اسلام پیاده شودکه نمی شود و اگر اینطور بود که شما میفرمایید خوب چرا جنگ و مخالفت با شاه و اینهمه کشته و معلول و..... خوب کم کم مردم را روحانیت توجیه می کردند که کم کم اسلام جاری و به طرف افق مطلوب حرکت کنند. 
    کشوری که نام خود را جمهوری اسلامی می گذارد یعنی قانون اساسی ما اسلامی است و مردم ما مسلمان و می خواهند قانون اسلام جاری شود و ما الان قانون اسلام را جاری می کنیم .
    اگر آمریکا قانونش اسلامی باشد محکم تر از ایران و نامش را بگذارد جمهوری اسلامی آمریکا ، و عملا خلاف ان انجام دهد ، چنین کشوری نه اسلامی است و نه جمهوری اسلامی
    پاسخ:
    حکومت اسلامی است.
    قانون هم اسلامی است.
    مردم هم دنبال اسلام میگردند وبه خاطر اسلام انقلاب کردند وبه جبهه رفتند.


    ولی مشکل اینجاست که همان کسانی که ادعای مومن بودن دارند و به دنبال خدمت رسانی هستند، "به خاطر عدم شناخت کافی از مبانی حکومت ومعارف اسلامی" وقتی وارد میدان عمل میشوند به خاطراینکه نمیتوانند در پیاده کردن وتطبیق دستورات دینی با وضعیت موجود در سیستم کشور موفق عمل کنند، ناچار تسلیم تعاریف لیبرالیستی وغربی در اداره حکومت میشوند.

    به خاطر همین کمبود نیروی مدیریتی سالم است که نمیشود به صرف تشکیل حکومت اسلامی وقانون گذاری دینی، ادعای اسلامی بودن حکومت را هم کرد.
    پس چاره ای نیست که برای رسیدن به افق های تعیین شده نیروهای مدیریتی نیز تربیت شوند واین کار زمان بر است.

    این یک مسیر طبیعی است که هر تمدنی برای کامل شده باید طی کند، وشروع این تمدن هم از انقلاب اسلامی ودفاع مقدس بوده است.

    اگر ادعای شما درست باشد که چون انقلاب کردیم و چون جنگ کردیم پس باید حکومت هم همان لحظه اسلامی میشد پس الان باید امام زمان(عج)ظهور میکردند ومنتظر 313 نفر نیروی مدیریتی نمیماندند. چرا که طبق ادعای شما انقلاب کردن و شهید دادن برابر است با اصلاح تمام وضعیت موجود.


    با سلام 
    مطالب شما صرفا تکرار ادعاست و معرفتی به مخاطب اضافه نکرد.
    اما نسبت به مطلب آخرتان باید عرض کنم چنین نیست که فرمودید .
    ظهور علائم حتمی و غیر حتمی دارد و عوامل حتمی و ضروری منحصر به تحصص ان افراد نیستند بلکه عوامل دیگری هم هستند که باید محقق شوند . به عبارتی ان مورد جزءالعلة یا علت ناقصة است و نه کل العلة و علت تامه . 
    در ثانی اجرای قوانین اسلام در یک حکومت مساوی با عدم نیاز به امام عصر عجل الله فرجه الشریف نیست که این ملازمه فهم شود به این معنا که شما یک قضیه ی شرطیه مطرح کردید : 
    اگر حکومتی بحمل شایع اسلامی می شد ، باید امام ظهور میکرد 
    شما می دانید که مقدم و تالی باید رابطه  تلازم ضروری لزومی باشد به نحوی که انفکاک ان ها از هم عقلا یا نقلا محال یا ممکن نباشد ؛  این در حالی است که بین مقدم و تالی تلازمی عقلا و نقلا وجود ندارد و ایجاد تلازم در صورتی بین مقدم و تالی برقرار خواهد بود که تالی معلوم ضروری و لاینفک مقدم باشد عقلا یا نقلا ، به عبارتی تالی معلول لاینفک مقدم و مقدم علت تامه ی تالی باشد لکن چنین امری امکان اثباتی ندارد چرا که کسی نفرموده که اگر حکومتی اسلامی شد حتما امام ظهور کرده .
    ثالثا: اگر قضیه شرطیه شما صحیح باشد باید عکس نقیض موافق ان هم صحیح باشد : یعنی : اگر اگر امام زمان ظهور نکند پس حکومت بحمل شایع اسلامی نیست ... در حالی که چنین قضیه ای ناصحیح و حتی خلاف مدعای شماست . مؤید باشید...
    پاسخ:
    سلام
    مسافرت بودم الان مطلبتون رو دیدم.
    منظورتون رو خیلی خوب توضیح دادید، آفرین

    به نظر بنده
    1-اجرای قوانین اسلام(به دور از افراط وتفریط) در یک حکومت مساوی با  نیاز به امام عصر عجل الله فرجه الشریف است.
    2-اگر امّت ومردم تحمل قبول مدیریت امام معصوم را داشتند، طبق مضامین روایات امام معصوم(علیه السلام)حتماً ظهور میکرد.
    3-بله طبق ادعای بنده، نقیض هم درست است.
    "اگر امام زمان ظهور نکرده پس مردم وامت هنوز آمادگی قبول حکومت دینی(به معنای دقیق کلمه) را ندارند"

    استفاده از قید "مردم و امّت به جای حکومت" به خاطر این است که این مردم هستند که به مدیران یک حکومت برای مدیریت رای میدهند و نحوه انتخاب و نحوه شناخت آنها از مسؤلین میتواند ملاکی برای تشخیص خواسته ها ونیازهای مردم باشد."مسلماً وقتی مردن هنوز نمیتوانند در نحوه انتخاب مدیر شایسته موفق عمل کنند وتحت تاثیر تبلیغات قرار میگیرند پس معلوم است که اگر امام معصوم هم ظهور کند او نیز مانند پدرشان امیرالمومنین(علیه السلام) خانه نشین خواهد شد.


    پس اگر کسی توضیحات بالا را قبول کرد، نتیجه ای که میگیرد این خواهد بود که " اگر حکومتی اسلامی شد(به معنای دقیق کلمه) حتماً امام ظهور کرده"

    نظرات بنده در مورد مهدویت رو میتونید در این آدرس بخونید(منابع روایات هم اینجا هستش)

    با سلام 
    مطلب شما یک ادعاست و ادعا تا زمانی که مدعوم به دلیل عقلی یا نقلی غیرقابل خدشه نباشد مقبول نخواهد بود

    اینکه اجرای قوانین اسلام بلاافراط و تفریط جز یا معصوم محقق نمی شود چند اشکال بر آن وارد است : 
    ١:این یعنی عدم پذیرش تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت که خلاف مشهور بین فقهای متأخر امامیه و خلاف مدعای شما که ایرتن را حکومت اسلامی می دانید
    ٢: لازمه ی ادعای شما ، عدم امکان جاری شدن احکام اسلام به نحو کل یا جز به دور از افراط و تفریط است و این خلاف مدعای شماست که ایران را قانونا و شعبا و در بعضی تطبیقات اسلامی می دانید 
    ٣: این به معنای عدم تکلیف در اجرای قوانین سیاسی ، اجتماعی و.... اسلام است  در حالی که چنین امری مخالف اصول و قواعد اسلامی است. چرا که فرمودید که همواره با افراط و تفریط است و می دانیم که حکم با افراط و تفریط اسلامی نیست .

    اما علت غیبت امام ثانی عشر منحصر در عدم توانایی پذیرش امام معصوم نیست و الا که می تواند ادعا کند که معاصرین با نبی اکرم و بعضی ائمه تحمل پذیرش را داشتند ولی مردم عصر ما ندارند!!!

    طبق ادعای شما اگر عکس نقیض صحیح باشد پس خلاف مدعای شما خواهد بود چرا که مردم در ایران بیش از ٩٨ درصد به جمهوری اسلامی رای و الان هم مردم خواهان اجرای قوانین اسلامند و این نشان دهنده ی امادگی مردم در قبول قوانین اسلام علی الاقل در ایران بود 

    و نهایتا شما جمهوری اسلامی را پذیرفته اید و ایران را اسلامی می دانید و حرکت ایران را به طرف اسلامی شدن میدانید و این خلاف مدعای شماست که جز با ولی معصوم محقق نمی شود مگر اینکه بفرمایید به سمت اسلامی شدن حرکت می کنیم با ظهور ولی معصوم ولی این منافی با تاسیس حکومت اسلامی و کشته شدن عده ی فراوان است چرا که با قیام نکردن هم جهان به سمت ظهور حرکت می کرد ألیس الصبح بقریب 


    پاسخ:
    سلام
    1-ادعای بنده منافاتی با تشکیل حکومت اسلامی ندارد
    2-مورد دوم که فرمودید، در تطبیقات کلی اشکالی وارد نمیشود واین همین مسیری است که از شروع جمهوری اسلامی تا الان در حال کامل کردن آن ورسیدن به مرحله ای هستیم که مردم بتوانند تحمل فرهنگ دینی را در موارد جزیی زندگی خود نیز بدست بیاورند که این امر برابر است با آماده شدن برای قبول حکومت معصوم(علیه السلام)
    3- این به معنای عدم تکلیف در اجرای قوانین سیاسی ، اجتماعی و.... اسلام نیست
    4-علت غیبت امام ثانی عشر منحصر در عدم توانایی پذیرش امام معصوم است، چرا که روایات نیز این را تایید میکنند.
    بنده جمهوری اسلامی را پذیرفته ام  و ایران را اسلامی می دانم و حرکت ایران را به طرف اسلامی شدن میدانم و وظهور امام زمان(عج) را به معنی رسیدن مردم به مرحله مناسبی از درک وقبول حکومت دینی میدانم.

    این حرف که میگویید:ا "قیام نکردن هم جهان به سمت ظهور حرکت می کرد"
    درست نیست
    چرا که طبق مضامین روایات تا آمادگی برای قبول حکومت معصوم ایجاد نشود خداوند دستور ظهور ایشان را نخواهد داد، وامادگی به معنی بی چارگی ودرماندگی از غلبه فساد نیست، بلکه به معنی رشد وآگاهی و سیطره فرهنگ دینی برای پذیرش حکومت امام معصوم است.
    نظرات بنده در مورد مهدویت رو میتونید در این آدرس بخونید(منابع روایات هم اینجا هستش)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">