إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

بسیاری از انسانها لذتی که بتواند آنان را راضی کند را در دستیابی به زخارف دنیای فانی می جویند و عده ای نیز یک قدم بالاتری برداشته و آن لذت را در بهشت و نعمت های آن می جویند ، درحالی که آن لذت نه در دنیا و نه در آخرت یافت نمی شود .

آن لذت بی نهایت که هیچ عقل  و ادراکی نمی تواند آن را وصف کند تنها در نجوا و توجه تام به ذات الهی است .

آن جا که بنده به تنهایی با خدا گفت و گو دارد و پای ماسوی در میان نیست !

سعدی می گوید : 

یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده بود، وقتی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت ازین بستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی گفت به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را ! چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.[1]

انسان که به وصال محبوب می رسد چنان غرق در لذت جانانه می شود که دامنش از دست می رود،  نه تنها حاجت بلکه خودش را نیز فراموش می کند .

وقتی خدا برای انسان تجلی کرد جای هیچ سوال و تقاضایی نیست و همه تقاضا ها فانی شده و از یاد می روند ، چرا که اقبال  و تجلی خدا از هر چیزی بالاتر است اما معنای این مطلب را تنها کسانی که به درجات بالایی از معرفت و کمال رسیده اند می فهمند .

 

آیا غیر یار را خواستن بی ادبی نیست ؟! مثلا تصور کنید عاشقی برای وصال یار سعی و تلاش بسیاری کند تا آن که معشوق در خانه اش را به روی او باز کند و بعد به جای آن که به خود معشوق توجه کند بگوید:آمده بودم از شما یک قاشق بگیرم !

 

 اگر این گونه باشد معلوم می شود پای عاشقی این عاشق می لنگد و فرد مدعی و دروغگویی عاشق نما بوده است !

نقل شده است که امام صادق علیه السلام فرمود :

«لَقَدْ دَعَوْتُ‏ اللَّهَ‏ مَرَّةً فَاسْتَجَابَ لِی‏ وَ نَسِیتُ الْحَاجَةَ َ لِأَنَّ اسْتِجَابَتَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَى عَبْدِهِ عِنْدَ دَعْوَتِهِ أَعْظَمُ وَ أَجَلُّ مِمَّا یُرِیدُ مِنْهُ الْعَبْدُ وَ لَوْ کَانَتِ الْجَنَّةَ وَ نَعِیمَهَا الْأَبَدَ وَ لَکِنْ لَا یَفْعَلُ ذَلِکَ إِلَّا الْعَامِلُونَ الْمُحِبُّونَ الْعَابِدُونَ الْعَارِفُونَ صَفْوَةُ اللَّهِ وَ خَاصَّتُهُ. »[2]یک بار پروردگار متعال را خواندم، و چون مرا جواب داد؛ حاجت خودم را فراموش کردم. آرى جواب دادن پروردگار و اقبال او به بنده خود به هنگام دعوت بزرگتر و بالاتر است از بر آورده شدن آنچه درخواست مى‏ شود، اگر چه آن مسئول بهشت و نعمت‏هاى همیشگى بهشت باشد، و این معنى را نمى ‏فهمند مگر اشخاصى که اهل عمل و محبت و معرفت بوده، و از برگزیدگان و خواص بندگان پروردگار باشند.

 

گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند                گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه شو

 

────────────────────────────

[1] (گلستان سعدی -دیباچه)

[2] (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏5، ص: 273)

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">