إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

 

انسان وقتی در جاده محبت قرار گرفت محبت  یخ های سخت بشریت او را ذوب کرده و از سردی خارج می شود ، در این هنگام چشمه حیات ابدی از جان انسان جاری می شود . رفته رفته انسان می بیند که همانند آبی زلال و در مراحل بعدی می بیند که بسان رودخانه ای به حرکت در آمده است ،  این جاست که هم خودش زنده شده هم دیگران را زنده می کند !

 لذا خدای متعال فرمود :

 ﴿إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ اَلرَّحْمنُ وُدًّا[1]   مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد!

وقتی انسان اراده وصال حضرت دوست نموده ،در جاده لقاء الله قرار گرفت و گفت: خدا و غیر او را ندید ! که این همان ایمان است و بعد از آن آداب بندگی را رعایت کرد و در همه اعمال و رفتارش توجه به خدا داشته و ادب حضور را به خوبی بجا آورد ، که این همان عمل صالح است ، بعد از این دو مرحله خدا می فرماید در مزرعه دل همه عالمیان محبت او را می کارم !

 یعنی کاری می کند که همه عالم او را دوست بدارند حتی ماهیان دریا و وحوش بیابان !

مگر نه این که محبت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ستون حنانه را مبهوت خود کرد .

نقل شده وقتى که مسجد مدینه ساخته شد، پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله- در موقع خطبه خواندن و سخنرانى، در مقابل جمعیت بر تنه درخت خرمایى که در صحن مسجد بود، تکیه مى ‏داد تا اینکه یکى از یاران آن حضرت، منبرى از چوب با دو پله و عرشه ساخت. نخستین بار که پیامبر بر منبر نشست، درخت به ناله در آمد. پیامبر آن را به طرف خود خواند. تنه درخت، زمین را شکافت و به طرف پیامبر آمد و مردم در اطراف نگاه مى ‏کردند. حضرت او را در بغل گرفت و با او سخن گفت. پس درخت ساکت شد، سپس حضرت فرمود: به جاى خود برگرد. مردم نیز گوش مى‏ دادند. درخت جاى خود برگشت.  [2]

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را                       کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو [3]

 

امام صادق علیه السلام  فرمود اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن ستون را در آغوش نمی گرفت و به سینه اش نمی فشرد  تا قیامت ناله می کرد .

عشق بورز ای پسر ، در ره عشق باز سر                   کشته عشق دوست را ، تازه حیات می رسد  [4]

باید عاشق شد !

────────────────────────────

[1]  (سوره مریم ، آیه 96)

[2](الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 26، بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج17، ص:375و أخرجه البیهقیّ فی دلائل النبوّة: 2/ 556- 563 و ج 6/ 67 و ص 68 بعدة طرق و رواه کثیر من العلماء فی مصنفاتهم بطرق کثیرة.)

[3](دیوان شمس- غزل شماره2131)

[4](دیوان اشعار فیض کاشانی- غزل شماره287)

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">