إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

 حیات جناب ابراهیم علیه السلام  به عنوان طالب  و مجاهدی صادق بسیار شگفت انگیز است ، به نحوی که تمام جریانات و اتفاقات زندگی او امتحان بوده و ایشان در همه آنها سالکی مجاهد  و صادق بوده اند ، خدای متعال ایشان را بسیار می دواند اما او همچنان با صدق در مسیر طلب باقی می ماند و نمی برد ، این یعنی حرکت به سوی خدا !!

اولین مرحله سلوک ایشان آن زمانی است که با تماثیل و عکس هایی که مردمان آن زمان به عنوان خدا آنها را می پرستیدند می فرماید : 

 ﴿ما هذِهِ اَلتَّماثِیلُ اَلَّتِی أَنْتُمْ لَها عاکِفُونَ [1] این مجسمه‌های بی‌روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‌کنید؟!

اول با تماثیل و خدایان دروغی اهل باطل در می افتد و از همه آنها بیزاری می جوید . 

 سالک  نیز باید  هر تمثالی که در دلش جلوه می کند را دور بریزد ، همه مثال ها باطل اند و سالک باید از آنها گذر کند ، تا توجه به آن تماثیل وجود دارد انسان نمی تواند به مقام عبودیت و بندگی خدا برسد و لذا  نمی تواند توحید را پیدا کند ،

     

و اما دومین مرحله سلوک ابراهیم علیه السلام  بعد از این که از تماثیل گذر می کند و می بیند که برخی از روی جهل اشیائی را که صلاحیت الویت رندارند را به عنوان اله و معبود انتخاب کرده اند می گوید :

 ﴿لا أُحِبُّ اَلْآفِلِینَ[2] غروب‌کنندگان را دوست ندارم!   سر می دهد

لذا هر چه که غروب کننده و فانی شونده است نمی تواند محبوب سالک باشد  ، ما که در راه هستیم باید به حقیقتی دل ببندیم که وجود و ملک و سلطنتش همیشه پایدار و «لایزول» و «لا زوال له» باشد

باید به خدا دل ببندیم چرا که

دائـمـا او پادشـاه مـطلق است               در کمال عزّ خود مستقرغ است

[3]

 

ابراهیم علیه السلام  وقتی این مراحل را گذرانده و عقبه ها عبور می کند به حق رسیده و می گوید :

 ﴿إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ[4]من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم!

 

و از آن جا که راه توحید امتحانات زیادی دارد لذا برای حضرت ابراهیم علیه السلام امتحانات و عقبه های دیگری پیش می آید

 

باید حواسمان باشد که اگر بخواهیم به سوی خدا برویم این ابتلائات و گرفتاری و امتحانات برای ما نیز خواهد بود . پس :

 

خلیل آسا برو حق را طلب کن      تا نماندت همه اشیاء کما هی

 

────────────────────────────

[1]  (سوره أنبیاء، آیه 52)

[2] (سوره أنعام‏، آیه 76)

[3] (دیوان عطار -منطق‌الطیر -آغازکتاب- مجمع مرغان)

[4]  (سوره أنعام‏، آیه 79) 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">