إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت

۴۲۸ مطلب با موضوع «وادی علماء» ثبت شده است

تعالیم دینی کمال آفرین است

تعالیم دینی کمال آفرین است


رسول‌اکرم(صلی‌اللّه‌علیه‌واله)
«الْکَمالُ حُسْنُ الْفِعالِ بِالصِّدْقِ»(1)
«کمال، به انجام کارهای نیک توأم با صدق»

صداقت و اعتقادی که انسان را به خدا وصل کند شرط کمال هر عمل نیک و شرط انسانیّت هر انسانی است.
تنها چیزی که انسانیّت انسان را رقم می‌زند و گوهر انسانی انسان را به ظهور می‌رساند، خروج او از اوهام و خیالات و اتصالش به پروردگار متعال است.

کمال برای انسان وقتی رقم می‌خورد که رفتار و کردارش برخواسته از تعالیم دینی، صادقانه و برای جلب رضایت الهی باشد، اگر این صداقت و عقیده را از انسان بگیریم، مجموعه رفتار و کردار انسان و حتی قانون‌گذاری‌ و سیاست‌‌گذاری او هم از جهت اینکه مبادی خیالی و وهمی دارند، سطحی، مبهم و شکننده خواهد بود.

اعتقاد و باور به تعالیم انبیاءالهی و هماهنگ کردن صادقانه افعال و کردارمان چه در عرصه زندگی فردی و چه درعرصه زندگی سیاسی و اجتماعی با آموزه‌های دینی و آسمانی، نه تنها برطرف کننده هر مشکل و باز کننده هر در بسته‌‌ای خواهد بود، بلکه کمال‌آفرین و راهنمای هر انسان و یا کشوری به سوی تمدّن‌ وکمال پیش‌رویش خواهد بود


پاورقی
1-کنــزالعمال، 6853

قانون باید جامع باشد

قانون باید جامع باشد


کمال قانون در جامعیت آن است و این اتفاق برای قانون وقتی رقم می‌خورد که قلم قانون‌گذار صادقانه و با الهام از یک منبع آگاه به تمامی ابعاد خقلت انسان(1) که آن دین است، بر روی کاغذ جاری شده باشد؛ اگر این صداقت و عقیده را از قانون‌گذار بگیریم، مجموعه قانون‌گذاری‌ و سیاست‌‌گذاری از جهت اینکه مبادی وهمی و خیالی دارند، سطحی، مبهم و شکننده خواهند بود.

پاورقی

1-امام صادق(علیه‌لسلام)
«اِنَّ اللّهَ اَنْزَلَ فِی الْقُرْآنِ تِبْیَانَ کُلِّ شَیءٍ حَتَّی وَاللهِ مَا تَرَکَ اللهُ شَیْئا یَحْتَاجُ اْلْعِبَادُ اِلَیْهِ اِلا بَیَّنَهُ لِلْنَّاسِ حَتَّی لا یَسْتَطِیعَ عَبْدٌ یَقُولَ لَوْ کَانَ هَذَا نُزِّلَ فِیْ اْلْقُرْآنِ اِلا وَ قَدْ اَنْزَلَ اللهُ فِیه»
«همانا خداوند تبارک وتعالی قرآن را بیانگر هر چیزی قرار داده است حتی به خدا سوگند که رها نکرده چیزی را که بندگان خدا به آن احتیاج داشته باشند، تا آن جا که کسی نمی‌تواند بگوید: ای کاش خداوند آن را در قرآن بیان می‌کرده و نکرده است»
نور الثقلین، ج ۳، حدیث ۱۷۴

ستاره‌هایی که آبروداری می‌کنند

ستاره‌هایی که آبروداری می‌کنند


رسول‌اکرم(صلی‌اللّه‌علیه‌واله)
«اَلْجَمالُ صَوابُ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ»(1)
«جمال، به سخن حق گفتن است»

وقتی فریب و دروغ در بین مردمی ارزش شد و مردم در عین حالی که به زشت بودن این کار اعتراف می‌کنند، ولی باز خودشان را ناتوان‌تر از آن می‌بینند که بتوانند سالم زندگی کنند، آنگاه طبق روایات هر کس که زندگی با صداقت و سالم را انتخاب کند همانند ستاره‌ای که در وسط آسمان تاریک برای اهل زمین خود نمایی می‌کند برای اهل آسمان خودنمایی خواهد کرد و صحنه‌های زیبایی از انسانیّت را برای آسمانیان رقم خواهد زد.


پاورقی
1-کنــزالعمال، 6853

شروط مشاور خوب

شروط مشاور خوب

شروط مشاور خوب

ما راههای زیادی را نرفته و سرد و گرم روزگار را مثل افراد مسن نچشیده ایم پس باید در زندگی از نظرات و دیدگاه های دیگران بهره ببریم. دین اسلام برای حل چالش های زندگی، به مشورت سفارش کرده است. مشورت کردن لازم نیست حتما با کسی انجام شود که تحصیلات آکادمیک روانشناسی و مشاوره را گذرانده باشد اگرچه افرادی که این دوره های را گذرانده اند می توانند گزینه های بهتری برای مشاوره باشند.

اما مهمترین شروط یک مشاور خوب در روایات چیست؟

اول : عاقل و متبحر باشد . در روایتی از امام علی علیه السلام آمده : «شاوِرْ ذَوی العُقولِ، تَأمَنِ الزَّلَلَ والنَّدَمَ.»(1)« مشورت با عاقل، انسان را از لغزش و مشکلات نگاه می دارد»  پس اولین شرط مشاور این است که انسان عاقل و رشیدی باشد. عقل در این جا به معنای این است که شناخت کافی به مشکل و راه حل آن را داشته باشد،‌ حال امکان دارد در رشته تحصیلی مشاوره آنها را فراگرفته باشد یا در زندگی آنها را یافته باشد. توجه به این شرط باعث می شود انسان با هر شخصی مشورت نکند زیرا مشورت با انسان نابلد، سرچشمه مشکلات است.

دوم : با تجربه باشد . در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده :« أفضَلُ مَن شاوَرتَ ذو التَّجارِب‏»2 یعنی از بهترین کسانی که می توانی با او مشورت کنی انسان با تجربه است. طبق این روایت با تجربه بودن یک امتیاز است و اگر کسی در راه مشاوره دادن کارآزموده و آبدیده باشد بسیار بهتر از کسی است که تازه به آداب راهنمایی و مشاوره آشنا شده. البته این به معنای این نیست که افراد جوان برای مشورت صلاحیت ندارند، بلکه به معنای این است که افراد با تجربه برای مشورت بهتر از جوانان این کار هستند.

سوم : دلسوز باشد . درحدیث شریفی از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمده :« مُشاوَرَةُ العاقِلِ الناصِحِ رُشدٌ ویُمنٌ وتَوفیقٌ مِنَ اللَّهِ»3 مشورت کردن با خردمندِ دلسوز، مایه هدایت و میمنت است‏. این شرط نیز بسیار مهم است زیرا چه بسا انسان با فرد عاقل و با تجربه ای مشورت می کند ولی چون طرف مقابل دلسوز نیست راهکاری را ارائه می دهد که در آن به احساسات طرفین توجه نکرده و سختی ایجاد می کند.

1:غرر الحکم: 5755

2: غرر الحکم: 3279

3: المحاسن: 2/ 438

 


صداقت کلید ورود است

صداقت کلید ورود است


مثال کسی که گفتار حقی دارد ولی صداقت ندارد، مثال کسی است که از داخل ساختمانی خبر دارد ولی کلید ورود ندارد؛ وقتی دل انسان از صداقت خالی باشد، گفتار، رفتار و نوشتارش هم ناقص است هر چند که کلامش برحق و نوشتارش هم بر حق باشد.

معیارها در زندگی

معیارها در زندگی

معیارها در زندگی

ما در معاشرت هایی که با اطرافیان داریم بعضی اوقات کاری را انجام می دهیم که فکر می کنیم بهتر بود کار دیگری می کردیم یعنی نمی دانیم فلان کارمان درست بود یا نه. برای تشخیص صحیح و غلط ما چند شاخصه و معیار داریم که می توانیم به وسیله آنها درست یا اشتباه بودن کارمان را تشخیص دهیم. اولین ملاک ما دین وشریعت اسلام است یعنی اگر خواستیم بدانیم فلان کار خوب است یا نه به گزاره های دینی رجوع می کنیم مثلا وقتی همسرمان کار ناپسندی انجام داده و ما می خواهیم به او تذکر دهیم شک می کنیم که در همان جمع تذکر دهیم یا در خلوت خودمان قضیه را به او بگوییم. با مراجعه به روایات می بینیم  امام علی علیه السلام فرموده اند: عیب های همدیگر را آشکار نکنید.(1) پس نباید در جمع تذکر دهیم.


ملاک بعدی ما یک قاعده مهم است که امام علی علیه السلام آن را فرموده اند : با دیگران به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.(2) برای استفاده عملی از این قاعده باید نوعی شبیه سازی انجام دهیم یعنی خودمان را به جای طرف مقابل قرار دهیم و ببینیم اگر با ما این رفتار را انجام دهند چه عکس العملی داریم ؟ آیا خوشحال می شویم ؟ آیا می پذیریم با ما این گونه برخورد شود؟ در واقع در استفاده از این معیار، ما وجدان و فطرت را داور قرار داده ایم و وقتی بدون جانبداری و پیش داروی به قضیه نگاه می کنیم پی می بریم که کارمان غلط است یا صحیح. مثلا وقتی همسرمان از ما درخواستی دارد و ما می توانیم آن را انجام دهیم نباید زیر آن شانه خالی کنیم زیرا ما هم دوست نداریم همسرمان با ما این گونه برخورد کند.


ملاک سوم ما عرف است. یعنی ببینیم مردم در مورد این کار چگونه قضاوت می کنند. آیا می پسندند یا آن را زشت می دانند . مثلا مردم برای ناهار دادن به میهمان،‌ نون و پنیر را غذای خوبی حساب نمی کنند یا مردم زشت می دانند زن و مرد مسائل شخصی خودشان را در جمع مطرح کنند و هرکدام دیگری را تحقیر کنند یا از کم کاری های دیگری بگویند. البته باید بگوییم عرف همیشه نمی تواند راهنمای خوبی باشد زیرا گاهی عرف نیز منحرف می شود مثلا شاید در جایی رعایت نکردن حجاب در برابر میهمانان عرف باشد در حالی که این کار خلاف دین ماست. یا عرف این باشد که برای میهمانی ریخت پاش صورت گیرد در حالی که این عرف ها نیز با دین ما سازگاری ندارند.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

(1): غرر الحکم: 2290

(2): تحف العقول ص ۸۱

 


یک سوم زندگی

یک سوم زندگی

یکی از مسائلی که ما در زندگی روزمره با آن روبرو هستیم اشکالات و عیوب دیگران است یعنی ما می بینیم خیلی ها آنگونه که باید وظیفه خود را انجام نمی دهند ، کم کاری می کنند ، گاهی اوقات کارهای ناشایستی انجام می دهند . خصوصا در زندگی مشترک که مرد و زن دائم باهم تعامل دارند و بیش از دیگران از کارها و خصلت های همدیگر خبر دارند در این فضا، وظیفه هرکدام در برابر ایرادات دیگری چیست؟ آیا باید صریحا آنها را به هم گوشزد کنند؟ یا هرکدام به فکر خویش باشند؟ یا راه حل وسطی وجود دارد؟ . یکی از مهمترین کارها در این موارد چشم پوشی یا تغافل است . تغافل یعنی من اصلا متوجه کار شما نشدم . تغافل آنقدر در آداب معاشرت و خصوصا همسرداری مهم است که امام باقر علیه السلام درمورد آن اینگونه فرموده اند :« صَلاحُ شَأنِ الناسِ التَّعایُشُ والتَّعاشُرُ مِلْ‏ءَ مِکیالٍ: ثُلُثاهُ فِطَنٌ، وثلثٌ تَغافُل‏»(1) یعنی  اگر معاشرت صحیح با مردم را مانند پیمانه پُرى فرض کنیم، دو سوم آن توجّه و هوشیارى است و یک سومش نادیده گرفتن. به عبارت دیگر یک سوم حسن معاشرت به بیخبر وانمود کردن خود، وابسته است .

در حدیثی از امام علی ع در مورد تغافل اینگونه آمده : «أشرَفُ أخلاقِ الکریمِ تَغافُلُهُ عمّا یَعلَم»(2)‏ یعنی از بزرگترین خصلت های انسان کریم چشم پوشی او از آنچه می داند است .

اما دلیل توصیه اهل بیت ع به تغافل، چیست ؟

برای پاسخ به این روایت از امام علی ع توجه کنید :« مَن لم یَتَغافَلْ ولا یَغُضَّ عن کثیرٍ مِن الامورِ تَنَغَّصَت عِیشَتُه»(3) یعنی هرکس از بسیار از امور چشم پوشی نکند زندگی بر او سخت می شود . برای توضیح این روایت باید گفت مراد حضرت این است که اگر بخواهیم برای هر عیب و ایرادکوچک و بزرگی که از دیگران می بینیم، واکنش نشان دهیم و برای تغییر آن دست به کار شویم زندگی بر ما سخت می شود زیرا خیلی وقت ها عیوب و اشتباهات دیگران اتفاقی اند و تکرار نمی شوند :مثلا شاید فقط این دفعه صحبت کردن همسرمان با مادرش این قدر طول کشیده و همیشگی نیست یا این دفعه شوهرمان بدون اطلاع با دوستانش به سالن ورزشی رفته و همیشه بی خیال نیست در این حالت، تذکر ما منشا کدورت می شود . گاهی نیز می دانیم بعضی رفتارها ریشه در خلق و خوی افراد دارند و قابل تغییر نیستند و ما اگر بخواهیم پشت سرهم تذکر دهیم چیزی درست نمی شود و جز اوقات تلخی، ثمره ای ندارد پس چه بهتر که خودمان را به ندانستن بزنیم .

البته تغافل در مسائل مهم و حساس، توصیه نشده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی باید اقدام صورت گیرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

(1): بحار الأنوار: 74/ 167

(2): غرر الحکم: 3256

(3): غرر الحکم: 9149

 

 

 

 


یک توصیه مهم

یک توصیه مهم

یکی از چیزهایی که زن و مرد زیر یک سقف نیاز دارند، امید است. زیرا امید همچون نسیمی روح افزا، جان ما را برای ادامه زندگی مایه می بخشد. یکی از راحت ترین راههای روشن کردن چراغ #امید در دل، نگاه به داشته هاست. 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی به ابوذر فرمودند« انْظُرْ إِلَی مَنْ هُوَ تَحْتَکَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ هُوَ فَوْقَکَ فَإِنَّهُ أَجْدَرُ أَنْ لَا تَزْدَرِیَ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیک»(1) یعنی به کسانی که از لحاظ مادی از تو پایین ترند نگاه بیانداز و به افراد بالاتر نگاه نکن زیرا این نگاه باعث می شود #نعمت هایی که خداوند به تو عطا کرده را کوچک نشماری. 

نگاه به پایینتر یا بالاتر از خود یعنی مقایسه خود با دیگران. وقتی انسان خودش را با کسانی که از او سطح پایین تری دارند مقایسه می کند نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته را بهتر می بیند که نتیجه آن زیاد شدن حس امید و#سپاسگذاری است و نگاه به بالا، باعث بزرگ دیدن نداشته ها و خلاها و در ادامه وارد شدن به برهوت #یاس و #ناامیدی است. 

(1) : مکارم الأخلاق ؛ ص473
#همسرداری

راهی که بی‌راهه است

راهی که بی‌راهه است


امام صادق(علیه‌السلام)
«لا تَغْتَرُّوا بِصَلوتِهِمْ وَ لا بِصِیامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رَبُّما لَهِجَ بِالصَّلوةِ وَ الصَّوْمِ حَتّی لَوْ تَرَکَهُ اسْتَــوْحَــشَ وَ لکِــنِ اخْتَبَـرُوهُـمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الاْءَمانَةِ»(1)
«فریب نماز و روزه مردم را نخورید زیرا آدمی گاه چنان به نماز و روزه عادت می‌کند که اگر آن‌ها را ترک گوید احساس ترس می‌کند بلکه مردم را به راستگویی و امانتداری بیازمایید»

حرف آخر را اول بزنیم و آن اینکه نماز و رزوه و عبادات ظاهری که به چشم ما می‌آیند ملاک درست و کاملی برای تعیین صلاحیّت و توامندی یک شخص نیستند، چرا که انسان به ناچار و به هر نیّتی هم که شده یا درست یا غلط این عبادات را انجام خواهد داد.

امّا وقتی تعهّد و حساسیّت در وفای به عهد و صداقت مخصوصاً در مواقعی که منافع انسان تحت شعاع قرار می‌گیرد در کنار نماز و روزه و سایر عبادات قرار می‌گیرند، آنگاه موضوع عوض می‌شود و به راحتی می‌توان پی به شایستگی و صلاحیّت یک انسان برد.


نه هر که چهره برافروخت دلبری داند، نه هر که آینه سازد سکندری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی، گر نه هر که تو بینی ستمگری داند


پاورقی
1-ترجمه بحارالانوار، 71/10

یک نابود کننده رزق

یک نابود کننده رزق

یکی از چیزهایی که عامل کم شدن #رزق و روزی یک #خانواده است گناه است.
#گناه در همه اشکال و قالب هایی که صورت می گیرد می تواند بر کاسته شدن رزق و روزی، اثر گذار باشد. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده :« إنّ العَبدَ لَیُذنِبُ الذَّنبَ فَیُزوی‏ عنهُ الرِّزق»(1) یعنی: بنده گناهی می کند و با این گناه از رزقش محروم می شود. پس زن و مرد برای اینکه رزق و روزی را در خانه حفظ کنند باید علاوه بر کسب حلال، از گناه هم جلوگیری کنند تا مبادا آنچه خداوند برای آنها قرار داده را از خود دور کنند.
(1): الکافی: 2/ 270
#همسرداری

موقعیت شناسی مهم است

موقعیت شناسی مهم است

یکی از مهارت های اساسی در زندگی مشترک، موقعیت شناسی است. یعنی بدانیم هرکاری در چه زمان و مکانی باید انجام شود، تا آنگونه که شایسته است انجام شود. انسان ها در زندگی حالات مختلفی را تجربه می کنند و در هرکدام از اینها ما باید با آنها درست برخورد کنیم.

 مثلا وقتی همسرمان دچار افسردگی است نباید از او انتقاد کنیم زیرا اثر معکوس دارد یا وقتی درخواستی داریم باید ببینیم همسرمان در حال حاضر توانایی انجام آن را دارد یا نه .

 از قدیم گفته اند هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.


نفوذ تجملات

نفوذ تجملات

یکی از مشکلاتی که ناشی از سبک غلط زندگی است پدیده لوکس گرایی و تجمل طلبی است. البته موضوع آنجا بغرنج شده که بسیاری از تجملات و لوازم غیر ضروری به اسم لوازم زندگی به ما معرفی شده اند و توسط رسانه ها خصوصا تلوزیون ملی، با شدت به مردم، تلقین شده است و مردم به ناچار، برای رسیدن به آنها زحمت می کشند.

 این مسئله می تواند در زندگی مشترک آنها بسیار تاثیر گذار باشد .

 اول: اینکه وقتی اینها نیاز واقعی تعریف شوند مرد و زن برای تهیه آنها مجبورند بیشتر کار کنند و همین می تواند باعث کم شدن رابطه عاطفی آن دو شود .

 دوم: گاهی بر سر اینها مشاجره و دعوا پیش می آید در حالی که اصل اینها اضافی و زائد بودند.

ــــــــــــــــــــــــ

هم قلب پاک می‌خواهد هم زبان پاک

هم قلب پاک می‌خواهد هم زبان پاک


امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«طَهِّرُوا أنفُسَکُم مِن دَنَسِ الشَّهَواتِ تُدرِکُوا رَفیعَ الدَّرَجاتِ»(1)
جانهای خود را از چرک شهوات پاک کنید تا به درجات بلند دست یابید.

آنچه ذهن و قلب انسان را از خدا دور می‌کند و به گند می‌کشاند همین لذت‌های دنیوی از شهوات و تعلّقات است.

وقتی ذهن و قلب ما محل تاخت و تاز اندیشه‌ها و توهمّات شهوت‌آلود از امور جنسی گرفته تا حبّ جاه و مقام و یا  پول و ثروت شد دیگر نه فرصتی پیدا خواهد کرد که به خدا بی‌اندیشد و نه توانی پیدا خواهد کرد که در آسمان معارف پروراز کند و لذت ببرد.

وقتی زبان انسان به ناسزا گویی و دروغ‌گویی انس گرفت دیگر نه اینکه نخواهد، بلکه نخواهد نتوانست ذکر بگوید.

وقتی قلب انسان در زیر کثافات از شهوات و تعلقّات حبس شد دیگر نه اینکه نخواهد، بلکه نخواهد توانست عطر و بوی معنویّت و لذت‌های معنوی و الهی را بچشد.

اینطور نیست که ذکر خداوند و یا صلوات بر محمّدوال‌محمّد(صلی‌اللّه‌علیه‌و‌اله)در هر زبان ناپاکی جاری شود و اگر هم در زبانی جاری شد، اینطور نیست که هر قلب ناپاکی توان چشیدن لذّت آنرا را داشته باشد؛ زبان پاک  محل جاری شدن ذکر خداوند است و قلب پاک هم ظرف چشیدن لذّت آن است.


هرکز نفسی پاک نیاید ز دلت بر
تا جان تو فرمانبر این نفس پلید است


پاورقی
1-غرر الحکم : ۶۰۲۰

فرزند سالاری !!

فرزند سالاری !!

یکی از گوهرهایی که انسان در زندگی مشترک بدست می آورد، فرزند است. فرزند میوه زندگی است و شیرینی و عطر خاصی به زندگی می بخشد. پدر و مادر برای راحتی و آسایش او شب و روز را تلاش می کنند و خواب را بر خود حرام می کنند تا غباری بر ابروی او ننشنید. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در مورد میزان وابستگی انسان به فرزند اینگونه فرمودند: «أولادُنا أکبادُنا »(1) یعنی فرزندان ما همچون پاره های جگر ما هستند.

از طرف دیگر  فرزند به عنوان یکی از آزمایشات بزرگ الهی در دین ما شناخته می شود.« و اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ»(2). یعنی «و بدانید که همانا اموال و فرزندان شما مایه امتحان شما هستند» اما جهت آزمایش بودن فرزند چگونه است ؟ به نظر مهمترین جهت در امتحان بودن فرزند این است که انسان علاقه زیادی به فرزندش دارد و این محبت گاهی آنقدربر او چیره می شود که مسائل دیگر زندگی را از یاد می برد و اولویت ها را گم می کند

متاسفانه یکی پدیده های نوظهوری که ناشی از سبک غلط زندگی است فرزند سالاری است . فرزند سالاری به معنای ساده یعنی همه چیز را فدای فرزند کردن و قرار دادن فرزند در اولویت اول زندگی . این پدیده با گره خوردن با مصرف گرایی و عرف های غلطی همچون تجمل و فخر فروشی باعث شده فرزندان به وسیله ای برای نمایش دارایی و افتخارات پدر و مادر تبدیل شوند . یکی از اثرات منفی فرزند سالاری این است که پدر و مادر برای رسیدن به خواسته های فرزند دچار اختلاف می شوند و همدیگر را تحت فشار قرار می دهند و به عبارت ساده تر می شود منشا اختلاف و بگو مگو . مثلا امکان دارد مادر، درخواست خرید یک لباس شیک و گرانقیمت برای کودک داشته باشد و وضعیت مالی پدر مانع این خرید باشد و همین مسئله مادر را ناخرسند کند یا مادر در اثر بی ادبی کودک او را تنبیه کرده باشد ولی پدر بدون توجه به این قضیه، به خاطر گریه کودک، با همسرش تندی کند. البته توجه به خواست و نیاز های طبیعی کودک، وظیفه زوجین است اما بحث ما در مورد خواسته های غیر ضروری و اضافی است.

اما توصیه و راهکار ما این است که همیشه سعی کنید در دوست داشتن فرزند، تعادل را رعایت کنید و اجازه ندهید خواسته ها و احساسات کودکانه فرزندتان، منشا داوری و محور زندگی، قرار بگیرد. بلکه شما و همسرتان، مدیر خانواده اید و با مشورت و همدلی، باید نیاز های واقعی او را پاسخ بدهید.

ـــــــــــــــــــ

(1): جامع الأخبار: ص283

(2) سوره أنفال : آیه 28


گول رنگ و لعاب

گول رنگ و لعاب

یکی از چیزهایی که منجر به شکل گیری #روابط_نامتعارف و در ادامه، دلزدگی از شریک زندگی می شود #چشم_چرانی است .
به همین دلیل امام علی علیه علیه السلام در مورد این مسئله فرمودند : چشم ها دام های #شیطان هستند(1) یعنی شیطان از طریق چشم، انسان ها را گول می زند و به نظر می رسد آن چیزی که در این فرایند کاملا چشم را به سمت خود مسحور می کند رنگ و لعاب هایی است که برخی افراد بر چهره خود سوار می کنند.
البته متاسفانه در جامعه ما به علت شیوع بیماری خودنمایی اگر کسی بدون چشم چرانی نیز دچار مشکل شود نیز جای تعجب نیست.
همسرداری#

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1): غررالحکم ۹۵۰ 

توقع معقول از دنیا

توقع معقول از دنیا

گاهی ما اصلا حواسمان نیست در کجا زندگی می کنیم پس اگر 
بعضی وقت ها انسان ها آنگونه که ما دوست داریم ،‌رفتار نمی کنند
خیلی وقت ها به چیزهایی که دوست داریم نمی رسیم
بعضی وقت ها خودمان هم آنگونه که شایسته است رفتار نمی کنیم
سخت نگیرید ، اینجا #دنیاست نه بهشت. توقع یک دنیای بی عیب و نقص نداشته باشیم تا بسیاری از دلخوری ها کم شود.
#همسرداری 

یک نشانه محبت و احترام

یک نشانه محبت و احترام

یکی از کارهایی که هم نشانه #ادب و #احترام و هم عامل زیاد شدن #محبتاست، #استقبال کردن از همسر است یعنی وقتی همسرمان از خارج از منزل می آید هرجای خانه که هستیم با خوشرویی و روی گشاده، به سمت او برویم و از او احوال پرسی کنیم. در حدیثی از امام باقر علیه السلام اینگونه آمده : چهره شاد و رویِ باز، وسیله جلب محبّت و مایه تقرّب به خداست.(1) البته منظورمان این نیست که فقط خانم ها به استقبال آقایان بروند بلکه هردوباید به این توصیه عمل کنند. 
#همسرداری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1): تحف العقول: 296 

نظمی که در بی نظمی است

نظمی که در بی نظمی است


امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«رُبَّ مُسْتَقْبِل یَوْماً لَیْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ، وَ مَغْبُوط فِی أَوَّلِ لَیْلِهِ، قَامَتْ بَوَاکِیهِ فِی آخِرِهِ»(1)
«چه بسیار کسانی که در آغاز روز زنده بودند اما روز را به پایان نبردند و چه بسیار کسانی که در آغاز شب زندگی شان مورد غبطه مردم بود اما در پایان همان شب عزاداران به سوگشان نشستند»

بنای دنیا و بنای زندگی و تشکیلات این دنیا چه برای مؤمنان و چه برای کافران  بر اساس سستی و ناپایداری بنا شده است و این قاعده برای تمام انسان‌هایی که در این دنیا نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند در جریان است.

کسانی که نسبت به این دنیا چنین شناختی نداشته باشند و یا دوست نداشته باشند به فانی بودن و ناپایدار بودن دنیا فکر کنند و برای آن آماده باشند، بدون شک در زمان پشت کردن دنیا و بهم ریختن اوضاع افسردگی و ماتم سهم آنان خواهد بود.

چه افراد سالم و تنومندی که مورد غبطه دیگران بودند و یکشبه گرفتار مریضی شدند و خانه نشینی سهم آنان شد و چه افراد ثروتمند و پولداری که مالشان و تکبرشان چشمشان را از دیدن تهی‌دستان و فقیران کور کرده بود و یکشبه گرفتار بلا و مصیبت شدند و آنچنان به فقر افتادند که انگار نه انگار که مثل دیروزی انسانی ثروتمند بودند.


سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت
به یک گردش چرخ نیلوفری


پاورقی
1-نهج‌البلاغه‌حکمت380

رضای خدا یا رضای من

رضای خدا یا رضای من


امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«کُنْ وَصِیَّ نَفْسِکَ فِی مَالِکَ، وَاعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ اَنْ یُعْمَلَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ»(1)
«ای پسر آدم، خودت وصی خویش در دارایی‌ات باش وآنچه می‌خواهی پس از تو در ثروتت کنند، به دست خود انجام بده»

بی اعتباری و نامطمئن بودن ورثه در عمل به وصیّت از یک طرف و دست خالی رفتن ما به سرای آخرت و تاریکی قبرهم از طرف دیگر می‌تواند بهترین انگیزه برای این باشد که قبل از اتمام مهلت زندگیمان در این دنیا تمام آنچه از کارهای خیر و ثواب مثل ساخت مسجد، بیمارستان، کمک به چاپ و نشر کتب اخلاقی و تربیتی و امثال آن را که در سر داریم اجرایی کنیم و به امید شخص دیگری برای بعد از مردنمان نمانیم.

از طرف دیگر هم ناگفته نماند که در زمان زندگی و نفس کشیدن، اجر و پاداش از مال و اموال گذشتن و برای کار خیر هزینه کردن قابل مقایسه با آنچه بعد از مرگ از خیرات برای ما انجام می‌دهند نیست، چرا که تا وقتی تپشی در قلب است، حبّ مال و اموال هم در سینه در جریان است، و با این وضعیت از مال و اموال دل کندن و بدون هیچ چشم‌داشت دیگری برای خدا انفاق کردن به دلیل اثرات فوق‌العاده تربیتی آن ما را از عنایت و نگاه ویژه‌ای توسط پروردگار متعال بهره‌مند خواهد کرد.

به عبارت دیگر نوع انسان‌ها تا وقتی تپشی در قلب دارند، حب مال و اموال هم در سینه دارند ولی با این حال آنانکه از مال و اموال خود می‌گذرند و بدون هیچ چشم‌داشتی برای شاد کردن هم نوعان خود و رضای پرودرگارشان انفاق می‌کنند، طبق بیان روایات پس منتظر عنایت و عزّتی باشند که خداوند هم برای آنان و هم برای هر کس دیگری که رضای خدا را بر رضای نفس خود پسندیده در نظر گرفته است.


گر کنی خیری بدست خویش کن
خیر خود را وقف هر درویش کن
یک درم کان را بدست خود دهند
به بود زان کز پی او صددهند
گر ببخشی خود یکی خرمای تر
بهتر از بعد تو صد مثقال زر


پاورقی
1-حکمت254 نهج‌البلاغه

تحمّلمان کم است چون تعلّقمان زیاد است

تحمّلمان کم است چون تعلّقمان زیاد است


امام کاظم(علیه‌السلام)
«اَلمُومِنُ مِثلُ کفَّتی المیزانِ کلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ»(1)
«مومن همانند دو کفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده می گردد»

افزایش ایمان یعنی سیر صعودی قلب معنوی انسان در مراتب مختلف ایمان و افزایش تدریجی فهم و معرفت انسان از خداوند و جهان خلقت؛  وقتی این اتفاق رقم بخورد، در اولین قدم شخص صاحب ایمان در برخورد با افراد یا سیستمی که بر اساس فهم نازله از سطح ایمان او برخورد می‌کنند و برنامه می‌ریزند، دچار چالش و مشکل می‌شود.

همین مسأله و همین اختلاف فهمی که برای صاحب ایمان با افراد و یا سیستم پیرامون او و یا زیر مجموعه او به وجود می‌آید، یکی از دلایل شروع مشکلات فرد مؤمن است که از یک طرف به علّت بالا رفتن سطح آگاهی و دلسوزی او برای اطرافیان خود است و از طرف دیگر به علّت مقاومت کردن و قبول نکردن نصیحت‌ها و راهنمایی‌های او توسط افراد و یا سیستمی است که دارای سطح نازل‌تری از آگاهی و ایمان هستند.

تشبیه بلا و مصیبتی که در حدیث شریف مد نظر امام کاظم(علیه‌السلام)است، اینگونه رقم می‌خورد که شما نسبت به هر معرفتی که پیدا می‌کنید، مسؤلیتی در امر به معروف و نهی از منکر و وارد شدن به مشکلات پیدا می‌کنید که این امر باعث میزان شدن کفه راست ترازو یعنی معرفت و آگاهی با کفه چپ ترازو یعنی بلا و مصیبت است.

مثلاً در مواردی امتحان و مصیبت شما به مانند امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)در تحمّل و همگامی با اطرافیان و یا سیستم در جریان است تا به مرور زمان تربیت و رشد پیدا کنند و در مورادی هم امتحان شما در برخورد انقلابی و مقابله مستقیم با آنان است تا با کنار رفتن افراد فاسد و منحرف مقدمات لازم برای رشد و ارتقاء سایر انسان‌ها فراهم شود.

تمام بی ظرفیتی و جزع و فزع کردن ما در روبرو شدن با مشکلات و امتحانات الهی بر می‌گردد به همان تعلّقات و قید و بندهایی از غیر خدا که در قلب ما هستند و برای ما اهمّیت دارند.


پاورقی
1-تحف العقول ص 408

خورشید و ماه به فدای تو

خورشید و ماه به فدای تو


 حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)
«مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ»(1)
هر کس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.

اخلاص و خالص کردن نیّت‌ها و اهدافمان تنها برای خدا کاری نیست که هر قلبی توان تحمّل آنرا را داشته باشد و از طرفی هم تحمّل آنچه در زندگی و گذر عمرمان مصلحت ما است و راضی شدن به رضای خداوند هم باز مسأله نیست که در توان هر انسان غیرساخته و تربیت نشده‌ای باشد.

هر انسانی به هر اندازه که قلبش از تعلّقات خالی باشد و در قید و بند دنیا و غیرخدا نباشد، به همان اندازه توان خالص شدن و قبول ولایت و مقامات معنوی را خواهد داشت.

به عبارتی تمام بی ظرفیتی و جزع وفزع کردن ما در روبرو شدن با مشکلات و امتحانات الهی بر می‌گردد به همان تعلقات و قید و بندهایی که از غیر خدا که در قلب ما هستند و برای ما اهمّیت دارند.

وقتی نهال صداقت و اخلاص در قلب انسان شروع به رشد کرد و فهمی از معرفت خالق و مدارای با خلائق برای انسان باز شد، آنگاه پایه‌های انسانیّت انسان هم شروع به شکل گرفتن خواهد کرد و در این هنگام است که زمین و آسمان، خورشید و ماه برای انسان خواهند چرخید و با کمترین عبادت بیشترین عنایت و با کمترین تلاش بیشترین نتیجه به طرف انسان حرکت خواهد کرد.


پاورقی
1-بحار: ج 67، ص 249، ح 25

ملاک هزینه برای خانواده

ملاک هزینه برای خانواده

همیشه میانه روی بهترین منش و روش در انجام امور زندگی است و آنچه باعث گرفتاری و رنج است افراط یا تفریط است . در مورد تامین هزینه های زندگی نیز همین قاعده جریان دارد ، اگر افراط کنیم اسراف می شود و اگر تفریط باشد، سایه ی سنگین بخل آرامش را می برد . امام کاظم علیه السلام فرموده اند : خرج کردن برای خانواده بین دو مرز قرار دارد : اسراف و بخل(1)

#همسرداری

کافی ج 4 ص 55


دینداری منهای صداقت

دینداری منهای صداقت


امام صادق(علیه‌السلام)

«أُنْظُرْ ما بَلَغَ بِهِ عَلِیٌّ علیه‌السلام عِنْدَ رَسُولِ اللّه‌ِ(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مالَزِمَهُ فَاِنَّ عَلِیا(علیه‌السلام) إِنَما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللّه‌ِ(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَ اَداءِ الاْءَمانَةِ»(1)
«بنگر به آن چه علی(علیه‌السلام) به سبب آن بدان مقام و درجه عالی نزد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) رسید پس تو هم مــراقــب آن بــاش زیرا که علی(علیه‌السلام) آن مقام و منزلت را از نظر پیامبر به سبب صداقت و اداء امــانت به دســت آورد.»

امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) اهل عبادت بود و آن هم نه عبادتی معمولی همانند عبادت ما

امام سجاد(علیه‌السلام) در کتابی که عبادت‌های حضرت علی علیه‌السلام را ثبت کرده بود، نگاه کرد. پس آن را بر زمین نهاد و فرمود: «کیست که قدرت داشته باشد مانند علی‏ی ابن ابی‏‌ طالب علیه‌‏السلام عبادت کند؟(2)

ایشان اهل ریاضت هم بودند و نه ریاضت‌هایی که امثال ما توان تحّمل آن را داشته باشیم.

امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌آلسلام)
«وَایْمُ اللَّهِ یَمِیناً -أَسْتَثْنِی فِیهَا بِمَشِیئَةِ اللَّهِ- لَأَرُوضَنَّ نَفْسِی رِیَاضَةً تَهِشُّ مَعَهَا إِلَی الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَیْهِ مَطْعُوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً»(3)
«و سوگند به خدا بر عهده خود می گیرم، جز آن که او نخواهد که در آن ناگزیرم. نفس خود را چنان تربیت کنم که اگر گرده نانی برای خوردن یافتم شاد شود، و از نانخورش به نمک خرسند گردد»

ولی با این اوصاف طبق بیان امام صادق(علیه‌السلام) هیچ کدام از این اعمال ملاک رسیدن بدان مقام و منزلت نبود و پروردگار تنها به جهت صداقت و امانت‌داری حضرت ایشان را به چنین مقام و منزلتی نزد رسول اکرم(صلی‌اللّه‌علیه‌و‌اله) رساندند.

واقعیت امر هم چنین است چرا که بعد از انجام واجبات دینی و ترک محرمّات الهی، بحث صداقت و راستی از مهمترین بحث‌هاست و ما هر قدر هم که از ثواب نماز شب بگوییم، هر قدر هم که از ارزش قرائت قرآن بگوییم، هر قدر هم که از اهمیّت انجام مستحبّات بگوییم، اگر از ارزش صداقت و راستی نگوییم، هیچ نگفتیم، چون وقتی صداقت و راستی را از انسان بگیریم، جز نفاق و تزویر چیز دیگری نخواهد ماند.


پاورقی
1-کلینی، ترجمه اصول کافی، 3/163
2-بحارالأنوار، ج 41، ص 17
3-قسمتی از نامه 45 نهج‌البلاغه

تفاوت انسان و حیوان

تفاوت انسان و حیوان



یکی از شاخصه های تفکر و زندگی غربی، آزادی است یعنی انسان باید بتواند هر کاری که دوست دارد انجام دهد. با این روش انسان غرب زده، خود را از همه چیز حتی اقتضائات فطری خود نیز رها کرده و معلوم نیست انسانیت خود را به چه می داند . در کلامی از امام صادق علیه السلام آمده : «حیا یکی از خصلت هایی است که انسان را از حیوان متمایز کرده و او را از کارهای زشت باز می دارد .»(1) برای توضیح کلام امام باید بگوییم، انسان در بسیاری از خصلت ها شبیه حیوان است از جسم و شکل بدن تا بسیاری از نیاز ها و گرایش هایش، اما آنچه او را متمایز می کند حیاست . حیا باعث می شود انسان کارهای زشت را ازدرون درک کند، به بزرگتر احترام بگذارد، از میهمان پذیرایی کند یا خودش را از نگاه هرزه حفظ کند. اما اگر حیا رفت انسانیت نیز با او می رود و فهماندن زشتی بسیاری از کارها به شخص بی حیا سخت می شود. لذا حفظ حیا، یکی از ارزش ها و شاخصه های مهم خانواده، در اسلام است .

#همسرداری

توحید مفضل ص 79


صعودی که برای سقوط است

صعودی که برای سقوط است


امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«إِلْزَمِ الصِّدْقَ وَ إِنْ خِفْتَ ضَرَّهُ فَإِنَّهُ خَیْرٌ مِنَ الْکِذْبِ الْمَرْجُوِّ نَفْعَهُ»(1)
«ملازم راستی باش اگر چه از زیان آن بترسی زیرا زیان راستی از سود و منفعت مورد امید دروغ بهتر است»

چشم‌ظاهر بین ما که در بسیاری از اتفاقات و تحولاّت بیشتر از جلوی چشمش را نمی‌بیند و با همان نگاه سطحی وقایع و رویدادها را تجزیه و تحلیل می‌کند، کاملاً طبیعی است که وقتی کسی را ببیند که با دروغ و نیرنگ ثروت‌اندوزی می‌کند و بالا می‌رود، قلبش را از یاد خدا خالی کند و حسرت موقیعت و منزلت شخص فریب‌کار و دروغ‌گو را بخورد و از این نکته غفلت بورزد که این صعودی است برای سقوط یا در این دنیا و یا در آخرت.

وقتی دروغ‌گو و منافق رسوا شود و تمام مردم و سیستمی که فریب او را خورده بودند پشتش را خالی کنند و او هم با همان سرعتی که بالا رفته بود سقوط کند، در این لحظه تمام آن افرادی که در زمان صعود دروغ‌گو، حسرت زندگی و موقیعت اجتماعی او را می‌خوردند، وقتی شاهد این سقوط شدند، با تمام وجود خدایشان را شکر خواهند کرد که سهمشان از زندگی بیشتر از صداقت، نیّت پاک و کسب حلالشان نبوده است.


پاورقی
1-غررالحکم، 2/194

مرداب سستی و سردرگمی

مرداب سستی و سردرگمی


پایه دین‌داری و عمل به وظایف دینی اعم از واجبات و مستحبات بر اساس نظم و انظباط و حرکت خورشید و ماه تنظیم شده است.

مثلاً ساعت مشخص برای خواندن نمازهای واجب روزانه، روز مشخص برای انجام بعضی از اعمال عبادی مثل نماز جمعه و یا ماه مشخص برای گرفتن روزه واجب یعنی ماه رمضان و همینطور ساعت، روز و ماه‌های مشخص دیگر برای انجام خیلی از دیگر اعمال و عبادت‌های واجب و مستحبی که همه و همه نشان‌گر نظم و نظام حاکم و هدفمندی است که در این امور در جریان می‌باشد.

امّا نکته قابل توجّه این است که هر انسانی برای اینکه بتواند به وظایف دینی و حتّی اجتماعی خود خوب عمل کند و موفق باشد باید خود را با این نظم و انظباط حاکم تطبیق دهد و شب و روزش، خواب و بیداریش را با ماه و خورشید تنظیم کنم.

یکی از اصلی‌ترین ضربه‌های که زندگی مدرنیته و دنیای غول پیکر رسانه بر انسانیّت انسان وارد کرد، گرفتن نظم و انظباط انسان و خارج کردن مطابقت خواب و بیداری انسان با حرکت خورشید و ماه بود، به طوری که بیداری انسان را به مثال زندگی سگانی که در شب ولگردی می‌کنند، به شب کشاند و خواب او را به مثال خفاشانی که در روز خوابند به روز کشاند.

امام باقر (ع)
«خواب در ابتدای روز مایه نادانی و کودنی و خواب قیلوله نعمت و خواب پس از عصر مایه حماقت و ابلهی و خواب میان مغرب و عشاء مایه محرومیت از روزی است»(1)

پاورقی
1-الفقیه، ج1، ص502

نسخه‌های شفابخش

نسخه‌های شفابخش


امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ»(1)
«هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیب‌هایش آگاه شود»

تربیت نفس و خودسازی اتفاقی نیست که به صورت تصادفی رقم بخورد.

شلوغی زندگی دنیا و معاشرت با افرادی که خودشان را فراموش کرده‌اند و غرق در دنیا و رذائل نفسانی شده‌اند هر کدام پرتگاهایی هستند که می‌توانند ما را بیشتر از قبل از خودمان غافل و به دره غفلت و نسیان بیاندازند.

در این شلوغی و در این هیاهوی دنیا همواره باید مراقب بود و نگهبان سرمایه معنوی خود بود و نگذاشت رنگ دنیا و رنگ غفلت در قلب ما نفوذ کند و خودش را در گوشه و کناره‌های قلب ما پنهان کند.

مراقبه و محاسبه و استغفار هر کدام نسخه‌هایی هستند شفا بخش برای زدودن امراض آشکار و غیر آشکار انسان چه آن امراضی که از آن خبر داریم و چه آن امراضی که از آن بی خبریم و همانند علف‌های هرز در گوشه‌ و کناره‌های  قلبمان در حال رشد و نمو هستند.


پاورقی
1-عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص435

لینک منبع مطلب

آتشی که به جان صاحبان معرفت می‌افتد

آتشی که به جان صاحبان معرفت می‌افتد


امیرالمؤمنین‌علی(‌علیه‌السلام)
«آفهُ العُلَماءِ حُبُّ الرِّئاسهِ»(1)
«آفت عالمان حبّ ریاست است»

هر نعمتی آفتی دارد و هر توانایی و امتیازی می‌تواند غفلت آفرین باشد و انسان را به حالت مستی و غرور بیاندازد.

علم و معرفت هم در آن هنگام که قلب صاحبش را برای حکمفرمایی و ریاست به تکاپو بیاندازد در مرحله اول نشانی از علم و معرفت ناقص صاحب معرفت است و در مرحله بعد آتشی است که به جان صاحب معرفت خواهد افتاد و همان اندک علم و معرفت صاحبش را با دود هوا هوس مبهم و ناخالص خواهد کرد.

مراقبه و محاسبه و استغفار هر کدام نسخه‌هایی هستند شفا بخش برای زدودن امراض آشکار و غیرآشکار انسان چه آن امراضی که از آن خبر داریم و چه آن امراضی که از آن بی خبریم و همانند علف‌های هرز در گوشه‌ و کناره‌های  قلبمان در حال رشد و نمو هستند.


پاورقی
1-میزان الحکمه،ج1

لینک منبع مطلب

توّهم زیاد فهمیدن

توّهم زیاد فهمیدن



امیرالمؤمنین‌علی(‌علیه‌السلام)
«المُستَبِدُّ مُتَهَوِّرٌ فِی الخَطَاَءوَالغَلَطِ»(1)
«خودرأی، در خطا و اشتباه فرو می‌افتد»

خودرأیی و توّهم باسواد بودن و زیاد فهمیدن خصوصیتی است که در موارد بسیاری صاحبش را از شنیدن و یا بها دادن به نظرات و تجربیات دیگران باز می‌دارد و وقتی کسی نظرات و تجربیات دیگران را نشنید، اگر در تصمیمش به خطا رفت و اشتباه کرد نباید کسی را جز خودش سرزنش کند.

آشنایی با نگاه‌ها و تحلیل‌های مختلف، ذهن ما را به افق‌های جدیدی از زوایای مختلف یک موضوع باز خواهد کرد.

وقتی ما نظرات و تحلیل‌های مختلف را شنیدیم و با در نظر گرفتن آن‌ها تصمیم گرفتیم و جلو رفتیم، دیگر بعد از عملی کردن تصمیمان حتی اگر نتیجه مورد نظر را هم نگرفتیم باز ناراحت نخواهیم شد، چرا که مید‌انیم بهترین راهی را که وجود داشت را شناسایی و طی کرده‌ایم.


پاورقی
1-عیون‌الحکم‌و‌المواعظ،ص64

اشک‌هایی که زندگی سازند

اشک‌هایی که زندگی سازند


قطرات اشکی که به شوق خدا و از درد گناه چشمان آدم را خیس می‌کند و بر روی گونه‌های او می‌چکد، همانند باران بهاری که خاک سرد زمستان را زنده می‌کند، به قلب سرد و تاریک انسان حیات خواهد بخشید و شروعی برای رویش گل‌های بندگی خواهد شد.

امام صادق(علیه‌السلام)

«طَلَبْتُ نُورَ الْقَلْبِ فَوَجَدْتُهُ فِی التَّفَکُّرِ وَ الْبُکَاءِ»

«روشنایى دل را جوییدم و آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم»

پاورقی

1-مستدرک الوسائل ج 12

تا تفکر و تحلیل نباشد نمی‌شود

تا تفکر و تحلیل نباشد نمی‌شود


تنها راهی که می‌تواند ما را از تقلید و پیروی کورکورانه ازعادت‌ها، سنّت‌ها و حتّی شایعات در جامعه نجات دهد و نسبت به انجام و ترتیب اثر دادن به سنّت‌های خوب و درست مصمم‌تر کند، بیدار کردن قوه تحلیل و تفکّر در وجودمان است

در هر نقشی که منفعتی باشد هستند

در هر نقشی که منفعتی باشد هستند


یکی از جالب‌ترین خصلت منافقان واهل تزویر این است که آن‌ها را می‌توانی درحالی ببینی که مؤمن‌ترین مؤمنان هستند و همچنین می‌توانی در حالی ببینی که کافرترین کافران هستند؛ همه چیز بستگی دارد به اینکه تحلیل آن‌ها از وضعیت چگونه باشد و قدرت کدام جبهه غلبه داشته باشد و یا در حال غلبه پیدا کردن باشد.

امیرالمؤمنین‌علی(علیه‌السلام)
«اَلمنافقُ مَکورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ»
آدم منافق فردی است مکّار، حیله‌گر، زیان‌رسان و همیشه محل شک و اتّهام است.

فهرست‌غرر، ص ٣٩٤

چه آبادی‌هایی که ویرانه است

چه آبادی‌هایی که ویرانه است


چه دروغ‌ها و نیرنگ‌هایی که زندگی دنیا را آباد می‌کند ولی حال معنوی و زندگی آخرت انسان را ویران و چه صداقت‌ها و راستی‌هایی که زندگی دنیا را با مشکلاتی روبرو می‌کند ولی نه تنها زندگی آخرت را آباد بلکه گشایش‌ها و عنایت‌های مخصوصی هم از طرف پروردگار در همین دنیا به همراه دارد.

رسول اکرم(صلی‌اللّه‌علیه‌و‌اله)

«تَحَرُّوا الصِّدْقَ وَ إِنْ رَأَیْتُمْ فیهِ الْهَلَکَةِ فَإِنَّ فیهِ النَّجاةَ، تَجَنَّبُوا الْکِذْبِ وَ إِنْ رَأَیْتُمْ فیهِ النَّجاةَ فَإِنَّ فیهِ الْهَلَکَةَ»(1)

«راستی را پیشه کنید و راستگو باشید اگر چه در آن نابودی ببینید زیرا نجات و رستگاری در راستی است، از دروغ و ناراستی به دور باشید اگر چه در آن رستگاری ببینید زیرا هلاک و نابودی در ناراستی است»

پاورقی

1-آثارالصادقین، 10/492

همراهی با امام همراهی با مشکلات است

همراهی با امام همراهی با مشکلات است


امام پیشرو و قافله‌سالار کاروانی است که مقصدش توحید و بندگی خداست و مسیرش از روی هوس هوس‌رانان، نفاق‌منافقان و قدرت طلبی قدرت‌طلبان و مستکبران می‌گذرد؛ پس کسی که خودش را مسافر این قافله می‌داند تا دشمنی هوس‌ران و مستکبر داشته باشد رنگ عافیت و آسایش به خود نخواهد دید

تاثیر امکانات بر اراده !!

تاثیر امکانات بر اراده !!

امکانات و وسایل مدرن، از یک طرف رفاه می آورد،

اما طرف دیگر آن، کم شدن اراده و زیاد شدن #تنبلی است.

مراقب باشید. 

در حدیث شریفی از امام باقر علیه السلام در مورد اثر تنبلی بر زندگی اینگونه آمده: تنبلى به دین و دنیا زیان مى‏زند.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1: بحار الأنوار: ج78/ ص180


کم شدن عشق طبیعی است

کم شدن عشق طبیعی است

کم شدن مقداری از شور و حرارت #عشق با پایان دوران #نامزدی، طبیعی است.

این شور و حرارت با شروع زندگی به شیرینی تبدیل می شود. زیرا انسان به صورت طبیعی در مقابل تکرار پدیده ها، هرچند بسیار جذاب باشند، دچار روزمرگی می شود. اما با رعایت اصول همسرداری، زوجین می توانند یک زندگی شیرین و پر مهر بسازند.


با هر دست بدهی از همان دست میگیری

با هر دست بدهی از همان دست میگیری

معمولا #تند_خویی ، با تندی پاسخ داده می شود .

پس تند نباشیم تا با ما #تند نباشند .

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند «کَمَا تَدِینُ تُدَان»(1)‏یعنی با هر دستی بدهی از همان دست می گیری.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1):کافی ؛ ج‏2 ؛ ص138