إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت

۲۹ مطلب با موضوع «وادی قلم :: مباحث قرآنی و روایی :: غفلت» ثبت شده است

نشانه های زنده بودن انسان

نشانه های زنده بودن انسان


اگر میگوییم کسی زنده است پس بدون شک نفس کشیدن و راه رفتنش را دیده‌ایم، اگر میگوییم کسی مؤمن است، پس نحوه برخورد و معاشرتش با مردم و عبادتش در مقابل خداوند را دیده‌ایم که ایمان را به او نسبت می‌دهیم، اگر میگوییم که مریض هستم و حالم خوب نیست پس بدون شک آثار ونشانه های مریضی را در خودمان فهمیده‌ایم.
هر چیزی و هر حالتی نشانه‌ها و آثاری دارد که با دیدن آن آثار و نشانه‌ها به بودن آن حالت و آن حالت در افراد پی می‌بریم.
در بعضی از موارد لازم است که به خودمان و دلمان رجوع کنیم وببینیم که آثار و نشانه‌های ایمان و بندگی خدا را حقیقتاً فهمیده‌ایم و یا اینکه آثار و نشانه‌های حیات معنوی در ما وجود دارد.
خوشحالی از انجام کار نیک و بندگی خدا و ناراحتی و پریشانی از انجام نافرمانی خداوند پس از فهمیدن اینکه کارمان گناه بود، کمترین و حداقل حالتی است که با وجود آن می‌شود به زنده بودن معنویت در دل یک انسان حکم کرد.
امام صادق(علیه‌السلام)
«مَنْ‏ سَرَّتْهُ‏ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَیِّئَتُهُ‏ فَهُوَ مُؤْمِنٌ»(1)
«مؤمن کسی است که کار نیکش او را مسرور میکند وگناهش او را ناراحت میکند»


پاورقی
1-الکافی(ط - الإسلامیة)، ج‏2،ش6

فقط خدا

فقط خدا


بدون تعارف باید عرض کنم که قاعده زندگی برای مؤمنین واقعی و انسان‌هایی با دل‌های خدایی در خیلی از موارد با بقیه مردم متفاوت است.
خیلی از مردم برای تشکیل خانواده، جلو بردن

نباید مستی کرد

نباید مستی کرد


جنس و جایگاه ایمان و اعتقاد انسان به وجود خداوندی که تمام امور خلقت، تحت تسلط و قدرتش در جریان است و تمام امور بندگانش را با توجه به مصلحت و حکمتی که می‌داند مدیریّت می‌کند، جنسی از نوع باور و جایگاهی به‌مانند قلب و سینه انسان دارد.

تغییر مسیر در زندگی و عنایت ویژه خداوند

تغییر مسیر در زندگی و عنایت ویژه خداوند


بدون شک تغییر در مسیر زندگی و عوض شدن برای هر انسانی که عمری بر اساس یک فرهنگ و اخلاق مشخص زندگی کرده و تمام دوستان و آشنایان و همکارانش او را با این روحیه و اخلاق شناخته‌اند خیلی سخت خواهد بود

چشیدن مزه ایمان

چشیدن مزه ایمان


بیشتر ناراحتی‌ها و بیشتر غم و غصّه‌های در دنیا به خاطر این است که امور ما در زندگی، در بین خانواده، در عرصه کاری یا تحصیلی یا در امور مالی و یا هر جنبه دیگر آن طوری که موردنظر و خواست ماست جلو نمی‌رود.

از گدا گدایی کردن، یا از خدا گدایی کردن؟

از گدا گدایی کردن، یا از خدا گدایی کردن؟


در دنیا قاعده این است که هر کس سهم بیشتری از مال و ثروت داشته باشد، عزیزتر و گرامی‌تر است، مخصوصاً اگر این مال و ثروتش را هم طوری در معرض دید مردم قرار دهد که چشم‌ها را خیره کند طبیعتاً جلوه وهیبت بیشتری خواهد داشت.

آرزو همچون سراب است

آرزو همچون سراب است


بدون شکّ برای رسیدن به هر خواسته‌ای و برای رسیدن به هر هدفی اولین قدم مطلع شدن از مشکلات و موانعی است که می‌تواند در این مسیر جلوی رو ما قرار گیرد و در مرحله دوم بستن کمر همّت و تلاش برای رسیدن و پیاده کردن اهداف و آرزوهایمان است

عقل سالم دنبال برنامه ریزیه

عقل سالم دنبال برنامه ریزیه


امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)
«کثرة الامانی‏ من فساد العقل‏»(1)
«زیادی آرزوها ازتباهی عقل است»
هر انسانی که عقل سالمی دارد، برای زندگی کردن هدفی دارد وبرای رسیدن به هدفش حتماً باید مقدمات و شرایطی را آماده کند.
مثلاً کسی که میخواهد

بعضی وقتها فاصله علم وجهل فقط  یک تفکره!!!

بعضی وقتها فاصله علم وجهل فقط یک تفکره!!!


امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)

«الْحِرْصُ‏ وَ الشَّرَهُ‏ وَ الْبُخْلُ‏ نَتِیجَةُ الْجَهْل‏»(1)

«حرص وطمع وبخل نتیجه جهل هستند»

1-حرص: آزمندشدن, ضد قناعت. توضیح ضد قناعت است و آن طلب بدست آوردن نعمت زیاد و آرزوی زوال نعمت غیر است و یا طلب شئ است بکوشش زیاده از حد.(2)

2-شره: طلب کردن مال بدون قناعت(طمع)(3)

موقع عمل سخته سخت!

موقع عمل سخته سخت!


شاید دیده باشید که خیلی ها هستند که قبل از اینکه صاحب مقام ومسؤلیتی بشوند، تو ذهن خودشون اینطوری فکر میکنن که اگر من مرد ثروتمندی بودم یا رئیس ویا مدیر جایی بودم حتماً از قدرت و نفوذ خودم استفاده میکردم وکار مردم رو انجام میدادم ونمیذاشتم حتی

آدم شدن اجباریه

آدم شدن اجباریه


واقعیت این است که زندگی روزمره وصبح تا شب دنبال خواسته ها وآرزوها دویدن باعث شده که حال غفلت و بی توجهی نسبت به عالم بالاتر ونظام احسن به اکثر ما دست بده ودیگر خودسازی وتزکیه نفس را امری بعید ودوراز دسترس تصور کنیم.

تحمل کردن خوردنیه لذیذی است!

تحمل کردن خوردنیه لذیذی است!


کمتر کسی میتواند ادعا کند که وقتی عصبانی میشود وهر حرفی از دهانش بیرون آمد میزند ویا هر کاری توانست میکند بعد از اینکه آرام میشود از کارهایی که کرده راضی است.

اینقدر بحث کن جونت در بیاد

اینقدر بحث کن جونت در بیاد


من قبلاً فکر میکردم که تا زمانی که حرف حقم رو به کرسی نشانده ام، نباید ذره ای از حقم کوتاه بیایم و با هر دلیل و روشی هم که شده باید حرفم را تا تمام کردن حجت برای طرف مقابلم جلو ببرم.

اشتباه کردم حدیث خوندم! ...گیر افتادم

اشتباه کردم حدیث خوندم! ...گیر افتادم


 امام الصادق «ع»
«الایمان‏ عمل‏ کلّه‏، و القول بعض ذلک العمل‏»(۱)
«ایمان سرتاسر عمل است وگفتار بخشی از آن عمل»
امشب وقتی که چشمم به این حدیث شریف افتاد، به ذهنم رسید که این حدیث شریف کسانی را مخاطب قرار داده که فقط اهل حرف از خدا وپیغمبر و انسانیت هستند ولی وقتی هنگام عمل میشود بهانه گیری ها وشانه خالی کردن ها شروع میشود.
بعد از اینکه کمی بیشتر

فقط من حقّم ...

فقط من حقّم ...


از خصلت ها ورذایل اخلاقی همین بس که شخص آنقدر مغرور میشود که اصلاً تاب وتوان وتحمل نصیحت شدن و مورد ایراد قرار گرفتن را از دست میدهد.
اصلاً به یک وضعی میرسد که حتی

مستم مست، باور کن

مستم مست، باور کن


« قَیس بن عاصِمِ المِنقَری یَقولُ: قَدِمتُ عَلی‏ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی وَفدٍ مِن جَماعَةٍ ....ثَواباً وَلِکُلّ سَیّئَةٍ عِقاباً»(۱)
 قیس بن عاصم- یکی از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله- می‏گفت: روزی با جمعی از قبیله بنی‏تمیم خدمت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم

عاشقیم، خبر نداریم!

عاشقیم، خبر نداریم!


می‏گویند که جوانی عاشق دوشیزه‏ای شده بود، پدر و مادر دختر مانع ازدواج شدند. جوان بسیار کوشید. خرج‏ها و خواهش‏ها کرد و زحمت‏ها کشید تا سرانجام دختر در حباله او درآمد. مدّت‏ها با هم زندگی کردند، کانون خانوادگی گرم و باطراوت بود، امّا رفته‏ رفته لهیب عشق فرو نشست

وراثت روحیات، مانع یا بهانه!

وراثت روحیات، مانع یا بهانه!


بعضی از اوقات یک عده هستند که وقتی بهشون میگی اخلاق ورفتارت رو درست کن در جواب میگن که" دست خودم نیست، ارثیه"!

واقعیت این است که راست میگن"ارثیه" دست

حالا که قراره بمیرم، چرا شهادت نباشه؟!

حالا که قراره بمیرم، چرا شهادت نباشه؟!


در کتاب لهوف، اشعاری دیدم که منسوب بود به حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) وبعد از مطالعه اشعار با توجه به مضامین بالا ومعرفتی این اشعار بعید دانستم که این اشعار از غیر معصوم صادر شده باشد.


امام حسین(علیه السلام)

هر چی هست و هر چی داریم از خداست

هر چی هست و هر چی داریم از خداست

اصلی ترین حرف دین وادعای انبیاء (سلام الله علیها) این است که تنها کسی که  جهان را خلق کرده واداره میکند خود خداوند متعال است، وما به جز بندگی خدا وانجام وظایف دینی، اجتماعی و خانوادگی کار دیگری نداریم وهر چه که داریم وبدست آورده ایم به اذن خدا بوده؛ در واقع به عبارت دیگروعلمی تر میتوان گفت "ثمره نبوت توحید است

باور کن علتهایی است که ما خبر نداریم!

باور کن علتهایی است که ما خبر نداریم!

أمیر المؤمنین علی (علیه السلام)

«توقوا الذنوب فما من بلیة و لا نقص رزق الا بذنب، حتى الخدش و الکبوة »(1)

«از گناهان دوری کنید چرا که هیچ حادثه ای پیش نمی آید وروزی انسان کم نمیشود مگر به خاطر گناهانش؛ حتی خراشیده شدن صورت، افتادن ویا ناراحتی»

ترجمه لغات

1-وِقَایَة نگهداشتن چیزى است که زیان و ضرر مى‏رساند تَقْوَى‏- انسان نفس و جان خود را از آنچه که بیمناک از آن است نگهدارد، این حقیقت معنى تقوا است سپس گاهى خود خوف و ترس‏ تَقْوَى‏ نامیده شده. (2)

این مدلی هم آدم کور و کر میشود؟!

این مدلی هم آدم کور و کر میشود؟!

امام باقر(علیه السلام)

«بِئسَ العَبد عبد له طمعُ یقوده؛ وبئس العبد عبد له رغبة تذلّه»(1)

«چه بد بنده ای است بنده ای که طمع او را میکشاند وچه بد بنده ای است بنده ای که میل ورغبت او را خوار میکند»

1-قود:کشیدن(2)

شما سستی نکن، هر چی بگی قبوله!!

شما سستی نکن، هر چی بگی قبوله!!

متأسفانه تفکری انحرافی در بین بیشتر مردم رواج دارد به این مضمون  که «خداوند مهربان است و احتیاجی به اعمال ما ندارد» وهمین نوع  تفکرات  باعث میشود که ما در انجام خیلی از وظایف خود کوتاهی کنیم و دچار مریضیه سستی وبی خیالی شویم.

درست است خداوند مهربان است

حرام حرام است، دلیل عقلی نیار!

حرام حرام است، دلیل عقلی نیار!

امام هادی(علیه السلام)

«إن‏ الحرام‏ لا ینمی‏ و إن نمى لا یبارک له فیه و ما أنفقه لم یؤجر علیه و ما خلفه کان زاده إلى النار»(1)

مال حرام زیاد نمیشود، اگر هم زیاد شود برای انسان برکت ندارد؛ در برابر آنچه انفاق میکند به او پاداش نمیدهند؛ وآنچه از خود به جا گذاشته توشه او به سوی جهنم است.

بدون تعارف و کاملاً روشن است که دنیا طلبی وحرص انسان را به بدبختی میکشاند.(2)

فقط کمی حواس جمعی میخواهد، همین.

فقط کمی حواس جمعی میخواهد، همین.

دیشب در مورد غیبت کردن فکر میکردم که واقعاً چه تفکری ویا چه انگیزه ای باعث میشود بعضی از مردم با اینکه میدانند غیبت گناه است باز مرتکب این گناه میشوند.

در مقاله ها ونوشته های مختلف علت های زیاد و قابل توجهی برای غیبت کردن نوشته بودند که به نظر بنده همه آنها درست بود،مثل

همرنگ جماعت شو تا عقب نمانی!

همرنگ جماعت شو تا عقب نمانی!

خیلی از افراد هم دوست دارند آدم معنوی باشند وهم دوست دارند در هر جمعی و هر مجلسی رفت وآمد داشته باشند ودر نظرخودشان آدم اجتماعی باشند.
اینکه انسان دوست داشته باشد روابط اجتماعی خوبی داشته باشد اصلاً چیز بدی نیست

واقعاْ غفلت چرا؟

واقعاْ غفلت چرا؟

قال الصادق علیه السلام :
"ان‏ کان‏ الشیطان‏ عدوّا فالغفلة لماذا؟(1)
حالا که فهمیدی شیطان دشمن تو است پس غفلت چرا؟
واقعاً بحث قابل تأملی است، ما نوع مومنین با این که میدانیم دشمنی به نام شیطان داریم که از هر مناسبتی برای منحرف کردن ما استفاده میکند ولی انگار نه انگار که دشمنی داریم، شیطانی است، دینی است، تقوایی است،