إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت

۲۶۳ مطلب با موضوع «وادی قلم :: مباحث قرآنی و روایی» ثبت شده است

چاره ای جز مدارا کردن نیست

چاره ای جز مدارا کردن نیست


قبل از شروع هر کاری یکی از ضروری ترین مسائلی که لازم است بررسی شود، نگاه و دیدگاه ما در مورد کاری است که قرار است شروع کنیم، مخصوصاً فایده ها و اهمیّت این آگاهی وقتی خودش را نشان می دهد که بنا است تصمیمی بگیریم و کاری را شروع کنیم که زندگی و آینده ما را تحت تاثیر جدی قرار خواهد داد.

ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهمترین وجدی ترین اتفاقاتی است که در زندگی رخ می دهد واگر بنا باشد با چشم بسته وبدون آگاهی های لازم وارد این مسیر بشویم بدون شک با اتفاقات و مسائلی روبرو خواهیم شد که شاید برای ما کمر شکن باشد.

زن وشوهری که به خاطر پیاده کردن سلیقه های شخصی وبه کرسی نشاندن نظرات خود با هم جرّ و بحث می کنند و لحظات شیرین عمر خود را از دست می دهند معلوم است که هنوز متوجه نشده اند که یکی از حکمت های خداوند در ازدواج آموزش رفق و مدارا به بنده اش است.


آن خانه که خشت آن ز مهر است
مانند ستاره در سپهر است

در خانه اگر تعادلی نیست
باغیست که اندر آن گلی نیست


رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)
«اِنَّ فِی الرِّفقِ الزّیادَةَ وَ البَرَکَةَ وَ مَن یُحرَمِ الرِّفقُ یُحرَمِ الخَیرَ»(1)
در مدارا، فزونی و برکت است، و هر کس از مدارا محروم باشد، از خیر، محروم شده است.


پاورقی
1-کافی(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 119

مچ گیری نکن، دستگیری کن

مچ گیری نکن، دستگیری کن


یکی از مهمترین مسائلی که در اوائل زندگی لازم است زوج های جوان به آن آگاهی داشته باشند، شناخت نقاط ضعف همسر خود چه از نظر جسمی و زناشوئی وچه از نظر اخلاقی ورفتاری است.


این شناخت مهمترین نقش را در تنظیم رفتار زن وشوهر نسبت به هم خواهد داشت؛ چرا که با توجه به این آگاهی متقابل توقعات هر یک از زوجین نسبت به هم کنترل شده و در حد توان همسر خود خواهد شد و همین امر مقدمه ای خواهد شد که بسیاری از مشکلات و بسیاری از انتظاراتی که زوجین از یکدیگر دارند معتدل شود ومنجر به ناراحتی و کدورت نشود.


البته هر یک از زوجین باید اخلاق و انسانیت را در نظر بگیرند وهیچ وقت از نقاط ضعف همسر خود برعلیه او استفاده نکنند بلکه از این شناخت برای بهتر کردن زندگی بهره ببرند.
«وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَة»(1)
«وای به حال هر طعنه زن عیب جوی»


پاورقی
1-سوره مبارکه همزه،آیه 1

نشانه های زنده بودن انسان

نشانه های زنده بودن انسان


اگر میگوییم کسی زنده است پس بدون شک نفس کشیدن و راه رفتنش را دیده‌ایم، اگر میگوییم کسی مؤمن است، پس نحوه برخورد و معاشرتش با مردم و عبادتش در مقابل خداوند را دیده‌ایم که ایمان را به او نسبت می‌دهیم، اگر میگوییم که مریض هستم و حالم خوب نیست پس بدون شک آثار ونشانه های مریضی را در خودمان فهمیده‌ایم.
هر چیزی و هر حالتی نشانه‌ها و آثاری دارد که با دیدن آن آثار و نشانه‌ها به بودن آن حالت و آن حالت در افراد پی می‌بریم.
در بعضی از موارد لازم است که به خودمان و دلمان رجوع کنیم وببینیم که آثار و نشانه‌های ایمان و بندگی خدا را حقیقتاً فهمیده‌ایم و یا اینکه آثار و نشانه‌های حیات معنوی در ما وجود دارد.
خوشحالی از انجام کار نیک و بندگی خدا و ناراحتی و پریشانی از انجام نافرمانی خداوند پس از فهمیدن اینکه کارمان گناه بود، کمترین و حداقل حالتی است که با وجود آن می‌شود به زنده بودن معنویت در دل یک انسان حکم کرد.
امام صادق(علیه‌السلام)
«مَنْ‏ سَرَّتْهُ‏ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَیِّئَتُهُ‏ فَهُوَ مُؤْمِنٌ»(1)
«مؤمن کسی است که کار نیکش او را مسرور میکند وگناهش او را ناراحت میکند»


پاورقی
1-الکافی(ط - الإسلامیة)، ج‏2،ش6

برای رسیدن به لقاء الله باید تلاش کرد

برای رسیدن به لقاء الله باید تلاش کرد

کسی که می خواهد در دریای توحید شنا کند باید از لباس تعلقات و امور دست و پا گیر خود را رها کند

این که خدای متعال در مورد خورشید و ماه (و ستارگان) می فرماید

حرکت  ابراهیم علیه السلام  به سوی خدا

حرکت ابراهیم علیه السلام به سوی خدا

 حیات جناب ابراهیم علیه السلام  به عنوان طالب  و مجاهدی صادق بسیار شگفت انگیز است ، به نحوی که تمام جریانات و اتفاقات زندگی او امتحان بوده و ایشان در همه آنها سالکی مجاهد  و صادق بوده اند ، خدای متعال ایشان را بسیار می دواند اما او همچنان با صدق در مسیر طلب باقی می ماند و نمی برد ، این یعنی حرکت به سوی خدا !!

اولین مرحله سلوک ایشان آن زمانی است که 

اهل بیت ع کارخانه انسان سازی

اهل بیت ع کارخانه انسان سازی

انسان کامل معصوم  مَثَلُ الله و بحر موّاج توحید است و کلام او موجی از دریای حقیقت و وجودش چشمه جوشان علم است که تشنگان را سیراب و کوزه وجود واردان را پر می کند

ارتباط با کلام امام معصوم(علیه‌السلام) یعنی حضور بر سر سفره فیض او و پر کردن کوزه جان از 

ضرورت مدیریت لذت ها

ضرورت مدیریت لذت ها

یکی از آفات بسیار خطرناک پیش پای طالبان سعادت بطالت و غرق شدن در لذت های وهمی است، آنان که به مقامات بالای توحیدی رسیده اند همگی از ساعات و روزها و اوقات خود مراقبت می کردند تا مبادا گرفتار بطالت و بیهوده کاری شوند . قدیم در نجف اشرف رسم بر این بوده که 

راه رسیدن به بزرگترین لذت عالم هستی

راه رسیدن به بزرگترین لذت عالم هستی

انسان کامل، « کون جامع» است و در تمام عوالم حضور دارد و شاهد بر خلقت و میثاق خدا بوده است ،  آن حضرت حقیقت انسان ، متن و عین اوست،قطب الاقطاب است ، مرجع همه انبیاء و اولیاء است به لحاظ عالم بشری دارای سرمایه عبودیت و به لحاظِ مثل أعلی الهی بودن ،مظهر اسم الله است و نسبت به کل هستی دارای ربوبیت می باشد  ، البته عبودیت بالاصالۀ و ربوبیت بالعرض است و آیه شریفه ،

﴿ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اَللّهَ رَمى [1] این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

به جنبه مثل الهی بودن ایشان اشاره دارد که کار او را خدای متعال به خود نسبت داده و فرموده این کار تو کار الله تبارک و تعالی است ، لذا می گوییم بین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حقیقت ، حجاب و حائلی وجود ندارد و خلقت با تمام اسرارش نزد او حاضر است .

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم در آن موطن حاضر و شاهد اند ، اگر تبعیت از رسول اکرم را کامل کنیم از آسمان شهود او بر ما نیز خواهد بارید ،  سهمی از آن شهود به ما هم خواهد رسید .

پس :

برو امدر پی خاجه به اسرای     تفرج کن همه آیات کبری [2]

اگر به دنبال اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام رفتیم ما نیز از حقائق و اسراری که ایشان دریافت کردند بهره مند خواهیم شد .

چه سروری که انسان به کشف اسرار عالم دست بیابد . بزرگترین و وصف ناپذیرترین لذت برای انسان لذت عقلانی است ، وقتی انسان به معرفتی جدید دست پیدا می کند لذتی به او دست می دهد که وصف ناپذیراست ، هر اندازه که آن امر بزرگ تر باشد لذت حاصله از آن نیز بیشتر خواهد بود ، به همین دلیل در مناجات شعبانیه رسیدن به مقام شهود نور عزّ الهی همراه با بهجت و سرورآمده است که فرمودند : «الهی و الحقنی بنور عزک الابهج فاکون لک عارفا» [3]یعنی خدایا من را به نور عزّ شادیبخش خدت ملحق نما تا عارف به تو باشم .

این جاست که انسان به بالاترین و بی نظیر ترین کشف سرّ  و معرفت در عالم هستی که همان معرفت به ذات اقدس الهی است دست می یابد به همین دلیل غرق در سرور و شادی سر مدی می شود .

خوشا به حال آنان که به این جا رسیدند .



[1] الأنفال‏، 17

[2] شیخ محمود شبستری

[3] مناجات شعبانیه

دین نسخه ابدی شدن انسان

دین نسخه ابدی شدن انسان

دین، نسخه مطابق با حقیقت انسان است و برای شکوفایی حقیقت او طرح گشته است. دین، انسان را صاحب کرامت و  ارزش می‌داند و در مسیر رسیدن به ارزش‌های انسانی برنامه ارائه می‌کند تا صاحب بصیرت شود و کالای وجود خود را ارزان نفروشد. فرمود:

﴿ فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ‌[1]پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمى‏دانند!

تعالیم دینی، آن چیزی است که فطرت انشان  می‌خواهد. فطرت انسان مطابق با دین و دین همراه انسان است ، اما برای شکوفایی فطرت خویش باید به آداب و تکالیف دینی عمل نموده وبر اساس آن خود را تربیت نماییم تا این فطرت به ظهور آمده و شکوفا شود

دین جاودانه است بخاطر این که مطابق فطرت است و فطرت هم از بین نمی­رود و همیشه زنده است. ﴿ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ[2] دگرگونى در آفرینش الهى نیست.

ویل دورانت تاریخ­­ نویس معروف می­گوید: « دین صد جان دارد، هر چیزى اگر یک بار کشته شود براى همیشه مى‏میرد مگر دین که اگر صد نوبت کشته شود باز زنده مى‏شود!»[3]

وقتی حیات انسان مطابق دین فطری شد انسان به حیات ابدی می رسد .

خدای متعال برای رسیدن انسان به این حیات طیبه دین و شریعت را فرستاد تا با عمل به دستورات فطری آن راه حیات ابدی را یافته و زنده شویم . وقتی به دین و احکام شریعت این گونه نگاه کردیم نه تنها نسبت به دستورات دین بی رغبت و بی میل نمی شویم بلکه شبانه روز در فکر انجام دادن آنها خواهیم بود چرا که آن ها را سرمایه ای برای حیات ابدی خویش می بینیم لذا هیچ ستستی  و دل مردگی به زندگی مان وارد نمی شود و غرق در سرور و شادی می شویم .  



[1]. روم‏،  30

[2].  ﴿الروم‏، 30

[3]. مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏3، ص 384

حیات انسانی مقدمه حیات اخروی

حیات انسانی مقدمه حیات اخروی

تمامی دستورات خدای متعال که انبیاء الهی در طول تاریخ وظیفه نشر و ابلاغ آن را داشته اند همگی برای این بوده که حیات آدمی به نحوی شکل گیرد که پله پرواز و تعالی او به سوی کمال باشد .در درون دستورات انبیائ الهی حیات ابدی نهفته است ، وقتی انسان با دستورات ایشان قدم در راه لقاء الله گذاشت راهی به باطن عالم هستی که همان پیوند با سرای آخرت باشد برای او گشوده می شود چرا که آخرت باطن دنیاست ، لذا همان گونه که در دنیا زندگی کرده ایم دریافت های معنوی و مقامات ما در گرو آنها هستند و آخرت را به همان نحو در خواهیم یافت . 

 اگر بخواهیم سرای آخرت را ببینیم باید  بببینیم که چگونه زندگی می کنیم !!

کسی که در این دنیا به حیات انسانی نرسد، به حیات طیبه اخروی هم دست پیدا نخواهد کرد. حیات برتر و راستین حیات اخروی است که می‌فرماید:

 ﴿إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ‌[1] همانا سرای آخرت حیات بخش و زنده است اگر می دانستید

زندگى راستین سراى آخرت است. کسی که اینجا مسیر انسانیت را پیش نگیرد از حیات برتر اخروی بهره نخواهد برد.

و می فرماید :

﴿أَ وَ مَن کاَنَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاه وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا[2] آیا کسى که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نورى برایش قرار دادیم.

یعنی زندگی بدوندین و  ایمان مردگی است و با ایمان انسان زنده می شود و از خانه تاریک نفس خارج شده به نور می رسد

. در این آیه خدای متعال اشاره به این دارد که وقتی انسان از مسیر حیات حقیقی خود دور باشد و پیوند با خدا نداشته باشد مرده‌ای بیش نیست ، لذاست که او را با فرستادن دین و پذیرش ایمان احیاء کرده و به حیات او نورانیت می‌بخشد. دعوت به توحید و پذیرش آن و عمل در پرتو شریعت، انسان را زنده می‌کند و در دل و زندگی او، نور خدا جلوه‌گر می‌شود.

این جهان خود حبس جانهای شماست

هین روید آن سو که صحرای شماست

این جهان محدود و آن خود بی‌حدست

نقش و صورت پیش آن معنی سدست [3]

 



[1].﴿العنکبوت‏، 64

[2]. انعام‏،  122

[3] مثنوی معنوی-دفتر اول-بخش ۲۴ 

اصلاح اخلاق مهمترین کاری که داریم

اصلاح اخلاق مهمترین کاری که داریم

   

خدای متعال عالم را برای به ثمر نشستن نهال وجود انسان خلق نمود و هدف اصلی خلقت انسان را نیز خدا نما شدن قرار داد ، یعنی این که انسان بتواند به مقام خلیفۀ اللهی برسد و به این منظور انبیاء و اوصیاء را به سوی بندگان فرستاد و کتاب های آسمانی بر آنان نازل نمود تا برنامه ای برای عروج ملکوتی انسانها به سوی عالم لقاء الله باشد .

عذاب های قیامت داروهای خدا هستند

عذاب های قیامت داروهای خدا هستند

 

بسیاری از مسلمانان و معتقدان به معاد بر این باورند که عذاب های قیامت همگی از سوی خداست و خدا بی رحمانه آنان را از سر کینه و دشمنی عذاب می کند .

باید گفت این عقیده باطل و مردود است چرا که عالم قبر و قیامت ظرف ظهور ملکات نفسانی و دارایی های اخلاقی آدمی است

راه خدا نما شدن

راه خدا نما شدن

خدای متعال اراده نمود انسان جانشین او شود

 وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی اَلْأَرْضِ خَلِیفَةً[1] (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.»  

این بیان یک امر مجازی نیست بلکه خبر از امری حقیقی دارد و آن این است که انسان ار همان اول قرار بود که آینه ای خدا نما باشد .

 

اما سوال این است که این خدا نما یا خدا گونه شدن چگونه به وقوع می پیوندد ؟ یعنی چه فرایندی است که اگر انسان در آن قرار گیرد خدا نما خواهد شد ؟

در جواب باید گفت خدای متعال وجود ملکوتی انسان را به شیوه ای خاص خلق نمود که تا قبل از آن همچین خلقتی سابقه نداشته است . وجود ملکوتی انسان از جهتی قلب و از جهتی نفس و از جهتی عقل نام دارد و هکذا شئون دیگر  به اعتبار کار کرد هایشان نام مخصوصی به خود می گیرند . و هم چنین باید دانست خدای متعال قابلیتی در وجود ملکوتی انسان قرار داده است که می تواند پذیرای تجلیات الهی و هم رنگ شدن با خدا باشد و خدای متعال آن را به مثال آینه ای خلق کرده است که قابلیت نمایش دادن جلوه های اسمائی و صفاتی الهی را داراست .


بر این اساس باید گفت هر عملی که انسان با اعضاء خارجی و جوارح باطنی خود انجام می دهد تاثیر مستقیمی بر آن وجود ملکوتی دارد ، که در این مقام به اعتبار پذیرا بودن حالات گوناگون و قابلیت تغییر دائم بر اساس اعمال انسان نام «قلب» را به خود می گیرد .

اگر عملی که از انسان سر می زند مطابق با فطرت انسانی او که خدای متعال بر آن اساس خلقش نموده باشد ، تاثیری که روی قلب او می گذارد موافق بوده و موجب آباد شدن قلبش می شود و به منزله آب زلالی است که به پای نهال وجود او ریخته شده است که در صورت تداوم موجب می شود از قلب او آثار بدیع و خارق العاده ای پدید آید که ان شا الله در بخش های بعدی بدان ها اشاراتی خواهد شد که اجمالش باز شدن چشم بصیرت انسان و اطلاع از امور غیبی و ... است . و به همین نحو اگر انسان بر اعمال صالحه ای که مطابق با فطرت انسانی او هستند تداوم داشته باشد نهال وجود او رشد می کند تا جایی که با شجره طیبه طوبی که تمثلی از حقیقت وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله   و اهل بیت طاهرین ایشان است پیوند می خورد ، یا به عبارتی دیگر درخت طوبی در وجود او می روید .

از همین روست که علامه حسن زاده آملی در الهی نامه خود می فرمایند :

«الهی شکرت که شاخه ای از درخت طوبی شدم . »[2]

 هم چنین یکی از اهل سلوک نقل می کرد که:

« شب تشییع جنازه حضرت آیت الله خوشوقت در رویایی حقیقت وجود ایشان را به من نشان دادند که آن را به صورت درخت طوبی  شهود کردم ، یعنی حقیقت وجود ایشان درخت طوبی شده بود .»

 

این جاست که انسان ولی الله می شود .

 

اما اگر عملی که از انسان سر می زند خلاف فطرت انسانی او باشد ، در این هنگام اثری که آن عمل بر مملکت وجود و عالم درون او خواهد گذاشت همانند سمی خواهد بود که به جای آب پای درخت ریخته می شود ، که آن را می خشکاند و حیات را از او می گیرد .

آن اعمالی که به منزله آب حیات برای آدمی هستند که اگر انجام شوند موجب آبادی مملکت درون انسان می شود  و اگر به قلب نرسند خواهد مرد اعمالی اند که خدای متعال آنها را واجب نموده است که همگی مطابق فطرت انسانی او هستند و در لسان شرع انجام دادن آنها « طاعت »نامیده می شود و اما اعمالی که به منزله سم برای وجود او بوده و موجب مردن قلب می شوند ، اعمالی اند که خدای متعال آنها را حرام نموده و نوع بشر را از آن منع کرده است ، که در لسان شرع به آنها « معصیت » گفته می شود . 

امام سجاد علیه السلام در صلوات شعبانیه به این دو مطلب اشاره ای واضح دارند آن جا که خطاب به خدای متعال می فرمایند :

 «اللَّهُمَّ وَ اعْمُرْ قَلْبِی‏ بِطَاعَتِکَ‏ وَ لَا تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِکَ » [3]  خدایا قلبم را بواسطه طاعت از خود آباد ساز و آن را بواسطه معصیت خود ویران ننما !

 

وقتی که تمام اعمال انسان مطابق دستورات الهی و براساس اقتضائات عالم فطرت او شدند جوانه های اسماء و صفات الهی در قلب او سر از خاک در آورده و شرایط برای خدا نما شدن او فراهم می شود .

این خدا نما شدن در مرحله اول با شکل گیری اخلاق نیکو آغاز می شود ، یعنی فردی که در مسیر خدا نما شدن قرار داد ، بر اساس دستورات الهی نسبت به اطرافیان و زیر دستان خود از سر مهر و عطوفت رفتار می کند و آن قدر بر این عمل مداومت و استقامت می ورزد تا آن جا که رحمت و عطوفت و مهربانی برای او ملکه می شود و بدون هیچ سختی با همه از سر محبت و رحمت برخورد می کند و بر این اساس نور رحمت نیز در قلب او متلألأ می شود ، در این هنگام قلب او محل تجلی نور رحمت الهی و اعمالش نمایان گر رحمت الهی خواهد بود ، در این مرحله می گویند این فرد همانند خدای متعال اهل رحمت است، در این مرحله صفت رحمانیت الهی در وجود فرد جلوه می کند و او با صفت رحمانیت الهی پیوند می خورد  اما درمرحله ای بالا تر بعد از این که بنده در مرحله صفات استقامت نمود خدای متعال عنایات خود را شامل حال او نموده و با تجلیاتی عظیم جان او را معدنی برای صفات قرار می دهد ، در مرحله صفات ممکن بود پای بنده بلغزد و از آن مقام که در آن بود سقوط و نزول کند  اما وقتی که مقام اسم رحمان رسید دیگر وجود او منبع رحمانیت می شود و دائما بدون هیچ خطری رحمانیت از او جلوه گر می شود .

پس بعد از استقرار در مقام صفات ،انسان قابلیت رسیدن به مقام اسماء را پیدا می کند و نماینده ای برای اسماء الهی می شود ، به این مراحل اشاره دارد قول امیر المومنین علیه السلام  در ماجات شعبانیه ، آن جا که فرمود :

«إِلَهِی‏،اجْعَلْ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ‏ أَسْمَائِکَ‏ وَ مَحَلِّ قُدْسِک‏َ» (إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 687) خدایا  همتم را بر نشاط در راه رسیدن به اسماء و مقام قدس خویش موقوف ساز

یعنی خدایا به من همتی عنایت بفرما که با عمل به دستوراتت توانایی رسیدن به اسمائت و نیل به مقام قدس تو را داشته باشم ، یعنی کاری کن که من آینه تو نما شوم .

────────────────────────────

[1] (سوره بقرۀ، آیه 30)

[2] (الهی نامه علامه حسن زاده آملی ص 13)

[3] (إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 688)

[4] (إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 687)


 

اهل بیت طبیبان دردهای معنوی

اهل بیت طبیبان دردهای معنوی

 بر اساس شواهد قرآنی و بیانات معصومین علیهم السلام انبیاء و اولیاء الهی طبیبان بشریت اند، هم از حیثجسمانی  و هم از حیث روحانی.

اما اصلی ترین وظیفه انبیاء و اولیاء الهی ارائه راه درمان های عملی به بشریت بوده است ، امیر المومنین علیه السلام  پیرامون رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

بهترین طبیب روحانی انسان خود اوست

بهترین طبیب روحانی انسان خود اوست

 خدای متعال راه دقیق ساختن آینه ای که با آن بتوانیم خدا را در وجود خود به نمایش در آوریم به وسیله انبیاء الهی و اوصیاء ایشان برای ما بیان نموده است و بر ماست که دامن همت بر کمر زده و هم چون طبیبی دَوّار شبانه روز در پی اصلاح امور قلبمان باشیم تا آن که با عمال صالحه و پاسبانی از نفوذ خرابی ها آن چنان به او جلا دهیم که خدا نماشود .

از این رو  امام صادق علیه السلام فرمود :

توجه به معاد راه رهایی از تعلقات دنیایی

توجه به معاد راه رهایی از تعلقات دنیایی

 

توجه دائم به این نکته که انسان روزی با مرگ از این دنیا رحل اقامت بر بسته و راهی عالم دیگر می شود در حالی که تمامی دارایی های خود را در همین دنیا بر جای می گذارد ، این توجه به خودی خود موجب می شود قلب آدمی از بند تعلقات دنیایی رها شود و هیچ دست آویزی برای شیطان و نفس شیطانی در وجود او باقی نماند .

دلبستگی به دنیا رأس تمامی گمراهی ها و ترک دنیا پرستی راه سعادت

دلبستگی به دنیا رأس تمامی گمراهی ها و ترک دنیا پرستی راه سعادت

 

  برای این که بتوان راه سعادت را پیمود لازم است با امیال غیر الهی و غیر تعالی بخش مبارزه نمود و علاوه بر آن  نسبت به مظاهر حیات دنیا که نفس بیش از همه چیز بدانها تمایل دارد جهان بینی صحیحی داشت تا به نحوی بتوان از آنها بهره برداری نمود که نفس آدمی اسیر آنها نشده و آدمی را از مسیر تعالی باز ندارند .

امام صادق علیه السلام در جمله ای بسیار کوتاه جهان بینی لازم 

لزوم تبعیت از علم در مسیر تعالی

لزوم تبعیت از علم در مسیر تعالی

برای سیر در مراحل ایمان و رسیدن به مدارج تعالی بر انسان لازم است که به رمز و رازهای مسیر تعالی علم پیدا کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

«طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسْلِمَۀٍ»

ایمان و عمل سرمایه انسان سازی

ایمان و عمل سرمایه انسان سازی

ایمان جلوه ای از علم و معرفت است ، یعنی بعد از آن که انسان نسبت به حقیقتی علم و آگاهی پیدا نمود و با زبان به آن اقرار و نسبت به آن به باورقلبی دست یافت و در مقام عمل نیز بر اساس همان عمل نمود در اصطلاح گفته می شود که نسبت به آن شئ ایمان پیدا کرده است .

به همین مطلب اشاره دارد قول رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود :

علم حقیقی انسان ساز، توحید و فقه و اخلاق هستند

علم حقیقی انسان ساز، توحید و فقه و اخلاق هستند

آن علمی در تعالی حقیقت وجودی انسان اثر دارد از جنس دانسته های متداول بشری نیست ، یعنی دانستن این که آب با جوشاندن گرم شده و یا آهن با سرد شدن منبسط می شود و یا دانش هایی این چنین هیچ اثری در حقیقت آدمی ندارند ، اما سوال این است که آن علم از چه جنسی بوده و حقیقت آن چیست ؟

تبعیت عمل از علم در بنایی وجود انسان

تبعیت عمل از علم در بنایی وجود انسان

 


 حقیقت عالم انسان بر این اساس سرشته شده است که اعمال او بر اساس دانسته هایش صورت می گیرند ، یعنی افعال انسان تابع دستوراتی هستند که از قوه عاقله او صادر و تبدیل به اراده شده اند و بعد از آن است که انگیزه ای در وجود او شکل گرفته و منجر به صادر شدن فعلی از او می شود ، به همین مطلب اشاره دارد قول رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود :

قلب آدم فرزند اوست

قلب آدم فرزند اوست


اصلی ترین سرمایه وجودی انسان چه در عالم دنیا و چه در عالم آخرت قلب اوست !

در لسان قرآن و اهل بیت علیهم السلام «قلب» نام خاصی برای حقیقت ملکوتی انسان است که به اعتباری تاثیر و تاثّر پذیری دائم از اعمال انسان به آن اسم نامیده شده است ، موجودی که وجود او در خلقت انسان،او را از باقی موجودات متمایز نمود .

با همین قلب است که انسان اموری را ادراک می کند که سایر موجودات 

علت نام گذاری تهذیب نفس به مجاهده با نفس

علت نام گذاری تهذیب نفس به مجاهده با نفس

امام صادق علیه السلام در بیانی نورانی در مقام تنظیم رابطه انسان با نفسش به مردی فرمود :

« اجْعَلْ نَفْسَکَ عَدُوّاً تُجَاهِدُهُ »[1]  نفست را همانند دشمنی که با او به پیکار برخاسته ای قرار ده !

این جا سوالی مطرح می شود که مگر نفس جزئی از وجود انسان و شأنی از شئون او نیست؟! پس مجاهده و مبارزه با او چه معنایی دارد ؟

ضرورت توجه به دستورات اولیاء الهی در تحصیل معنویت

ضرورت توجه به دستورات اولیاء الهی در تحصیل معنویت

 

سیر در مسیر تعالی نیازمند دارا بودن مهارت هایی از قبیل علم و بصیرت است به نحوی که فقدان هر یک از آنها مانع حرکت آدمی می شود ، رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

ضرورت استاد داشتن در مسیر تربیت اخلاقی

ضرورت استاد داشتن در مسیر تربیت اخلاقی

 

 

راه وصول به لقاء الله هدف اصلی خلقت آدمیان است؛ به همین منظور خدای متعال تمام عالم هستی را به این دلیل برپا نمود تا درنهایت انسان در آن به ثمر نشسته و از بوستان وجود او خلیفۀ الله به بار آید .

اما نباید پنداشت که تحقق این امر کار آسان و ساده ای است . بسیاری از آرزو مندان وصال خدای متعال که در سر آرزوی لقاء حضرت دوست را می پرورانند خیال می کنند که به تنهایی و بر اساس اراده و میل خود می توانند این مسیر پر پیچ و خم و خطرناک را سیر نموده و به مقصد برسند ،به همین دلیل از 

مراقبت از اعمال عامل رسیدن به خیرات عظیم

مراقبت از اعمال عامل رسیدن به خیرات عظیم

 

 ای عزیزان طالب سعادت، مراقب از اعمال و رفتار و کردار آدمی براساس دستورات الهی است که انسان طالب لقاء الله را در مسیر پیش می برد .

 بدون مراقبت درب توحید به روی طالب وصال خدا باز نشده و هیچ فتح معنوی برای او

مراقبت از جاده وصال خدا

مراقبت از جاده وصال خدا

نفس آدمی شاه راه وصول به لقاء الهی است . همان که خدای متعال فرمود :

 ﴿سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی اَلْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ[1] به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است

انسان وقتی به شهود حقانیت الهی بواسطه تامل و بازخوانی آیات درونی نفس  خود رسید ، این زمانی است که 

جهاد کننده با نفس ، بر تر از شهیدان است

جهاد کننده با نفس ، بر تر از شهیدان است

  

 خدای متعال در قرآن کریم یکی از بالاترین مقاماتی که نوع انسان ها می توانند به آن دست یابند را مقام شهید معرفی نموده است و مزیت هایی برای آن معرفی نموده است که عقل را حیران می کند :

برای درمان سرگردانی باید نفس را تربیت کرد

برای درمان سرگردانی باید نفس را تربیت کرد

 

افراد بسیاری می دانند که برای موفقیت در امر رشد معنوی باید مراقب اعمال  و رفتار خود باشند و اما با دانستن این مطلب همچنان موفق به مراقبت از اعمال و رفتار خود نمی شوند .وقتی برای چاره جویی این مشکل اقدام می کنند به در های بسته رسیده و از این امر رنج بسیاری می برند .

باید دانست برای این که انسان بتواند

فقط خدا

فقط خدا


بدون تعارف باید عرض کنم که قاعده زندگی برای مؤمنین واقعی و انسان‌هایی با دل‌های خدایی در خیلی از موارد با بقیه مردم متفاوت است.
خیلی از مردم برای تشکیل خانواده، جلو بردن

ضرورت توجه به امام عصر ع در مسیر معنویت

ضرورت توجه به امام عصر ع در مسیر معنویت

ضرورت توجه به امام عصر ع در مسیر معنویت

امام زمان علیه السلام راه وصول به معرفت خداست ،در دعای ندبه می خوانیم :

«أَیْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِیً‏ مِنْهُ‏ یُؤْتَى»  [1] کجاست در خانه خدا که باید از آن جا وارد شد ؟!

 

اگر سوز و گداز نسبت به فراق امام زمان علیه السلام نداشته باشیم راه توحید به رویمان گشوده نمی شود! بدون سوز نمی شود باید از دوری امام زمان علیه السلام سوخت و با ناله گفت:

« أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ» [2]کجاست آن وسیله اتصال بین زمین و آسمان ؟!

یعنی امام زمان علیه السلام دروازه عالم غیب و ملکوت است اگر می خواهیم به آن جا راه بیابیم،لازم است با تحصیل معرفت به حضرت حجت علیه السلام ،محبت تام و شدیدی نسبت به ایشان در خود ایجاد کنیم تا جایی که آرزوی زیارت حضرت در هر لحظه و هر جا سراسر وجودمان را پر کند !

 خود این حالت و انتظار دائمی کشیدن باب تمامی کمالات و فضائل را به روی انسان باز می کند ،

اصلا باید برای امام زمان  زندگی کنیم ، برای ایشان بخوابیم و بیدار شویم و تحصیل کنیم .

 خدا می داند که توجه این چنینی چه ثمراتی در پی خواهد داشت و تا چه اندازه راه گشای مشکلات است !

 

اما  محبت دنیا دل ما را ربوده است و به همین دلیل از محبت لایتناهی امام زمان علیه السلام غافل شده ایم

 

هر چه گویم عشق را شرح و بیان                        چون به عشق آیم خجل باشم از آن [3]

 

این جاست که باید ببینیم در این باغچه دلمان چه کاشته و چه می کاریم ! هر حرف و سخن و نیت ما همگی در باغچه دلمان کاشته می شود .

به امام زمان علیه السلام فکر کن تا راه تعالی به رویت گشوده شود

 

نسیمی کز بن آن کاکل آیو                         مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو

چو شو گیرم خیالش را در آغوش                     سحر از بسترم بوی گل آیو [4]

 

 

────────────────────────────

[1] [2] (المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: 579)

[3] (مثنوی معنوی دفتر اول بخش 6  )

[4] دوبیتی‌های باباطاهر-دوبیتی شماره ۲۱۳

 

 

 

2017/07/19

03:47 ق.ظ

 

از خود فانی شو تا چون ابر بباری

از خود فانی شو تا چون ابر بباری

 

 

تا انسان گرفتار سرمای خود بینی و بی مهری است ،جامد بوده و نمی تواند درآسمان و زمین جاری شود ، لذا وقتی انسان در کوره حرارت محبت الهی ذوب گشت آن گاه می تواند بر

حیات بخش شدن در عالم با محبت

حیات بخش شدن در عالم با محبت

 

انسان وقتی در جاده محبت قرار گرفت محبت  یخ های سخت بشریت او را ذوب کرده و از سردی خارج می شود ، در این هنگام چشمه حیات ابدی از جان انسان جاری می شود . رفته رفته انسان می بیند که همانند آبی زلال و در مراحل بعدی می بیند که بسان رودخانه ای به حرکت در آمده است ،  این جاست که هم خودش زنده شده هم دیگران را

لذت با خدا بودن،بر تر از همه هستی

لذت با خدا بودن،بر تر از همه هستی

وصال حق تعالی از همه نعمت ها و لذت هایی که عقل می تواند ادراک کند بالاتر است ، آنان که خود را به خدا دادند خدا نیز خود را به آنان می دهد

«کُن لِی أَکُن لَکَ‏»[1] بنده ام برای من باش تا من هم برای تو باشم‏!

اما ماسوی الله چه دانند که آن چیست :

 ﴿فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ [2] هیچ کس نمی‌داند چه پاداشهای مهمّی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهائی است که انجام می‌دادند!

 

این جاست که امام سجاد علیه السلام به خدای متعال عرض می کند :

«یَا نَعِیمِی‏ وَ جَنَّتِی‏ وَ یَا دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی» [3] ای  نعمت و بهشت  من و ای دنیا و ای آخرت من !

 

یعنی همه خیرات  قابل تصور در عالم ، بلکه مافوق تمام آن ها در وصال حق تعالی وجود دارد !

 

اگر اندکی در این معانی اندیشه کنیم ، خواهیم دید چگونه مرغ جانمان دل از قفس تنگ تمام تعلقات دنیای ،بلکه از توجه به تمام نعمتهای اُخروی رها شده و متوجه خدای متعال می شود .

البته باید این توجه را در شبانه روز به صورت مداوم به خود یاد آوری کنیم ، چرا گه انسان فراموش کار است و با اندک مساله ای که پیش می آید گرفتار غفلت می شود .

اگر هر گاه که به نماز ایستادیم و با تمام توجه « الله اکبر » بگوییم و دقت کنیم که معنای آن این است که خدا از همه چیز بزرگ تر است حتی از این که به وصف آید نیز برتر است ، چه برسد که بخواهیم او را با سایر امور مقایسه کرده و آنها را بر ذات الهی مقدم کنیم .


پس ای دوست شب و روز بر درب خانه دلت بنشین و مراقب باش غفلت های دنیایی یاد خدا را از دلت نربایند که اگر چنین کردی خواهی دید که شعله های عشق الهی چگونه لحظه به لحظه در دلت زبانه کشیده و غرق در لذت عشق خدا می شوی .

 

بر سر آتش تو می‌سوزیم

در هوای تو می‌شویم هلاک

 

چون ضروریست سوختن ما را

احرق ارواحنا بنار هواک

 

می‌دهیم از پی صال تو جان

اهدانا ربنا سبیل رضاک

 

گر تو خواهی که ما هلاک شویم

جان فشانیم از برای هلاک[4]

 

 

────────────────────────────

[1] (الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسى)، ص:162)

[2] (سوره سجده ، آیه 17 )

[3] ( بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج91، ص:148)

[4] (دیوان اشعار فیض کاشانی-غزل شماره 545)

 

اهل بیت مربیان شبانه روزی طالبان معنویت

اهل بیت مربیان شبانه روزی طالبان معنویت

سیر در عالم معنویت همانند حرکت در خیابانها و بیانها نیست ، حرکت در متن جان است . باید دانست در تمامی کارها برای موفقیت، نیازمند آموزش و تربیت شدن زیر نظر مربی کامل هستیم تا جایی که فرموده اند :

جایگاه محبت در سیر معنوی

جایگاه محبت در سیر معنوی

 

 مسیر تعالی انسان حد یقف نداشته و مقصدی لایتناهی است ، فرمودند :

﴿أَنَّ إِلى رَبِّکَ اَلْمُنْتَهى[1]    قطعا منتهی و غایت همه امور به سوی پروردگارت منتهی می‌گردد؟!

﴿إِنَّ إِلى رَبِّکَ اَلرُّجْعى[2]    به یقین بازگشت (همه) به سوی پروردگار تو است!

انتهاء و نهایت رجوع انسان به سوی خداست و  از آنجا که خدای متعال

بالاترین لذت در هم نجوا شدن با خدا

بالاترین لذت در هم نجوا شدن با خدا


بسیاری از انسانها لذتی که بتواند آنان را راضی کند را در دستیابی به زخارف دنیای فانی می جویند و عده ای نیز یک قدم بالاتری برداشته و آن لذت را در بهشت و نعمت های آن می جویند ، درحالی که آن لذت نه در دنیا و نه در آخرت یافت نمی شود .

آن لذت بی نهایت که هیچ عقل  و ادراکی نمی تواند آن را وصف کند تنها در 

راه هم سخن شدن با خدای متعال

راه هم سخن شدن با خدای متعال


در ابتدای سیر بنده به سوی خدای متعال اولین مرحله تحصیل ایمان به ذات اقدس الهی است که موجب محبت شدید او به خدای متعال می شود،فرمود :

﴿اَلَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ[1]   آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است.

 مومنین در مرحله اول محب اند و در این مرحله ایمان را با عشق و محبت اجین کرده اند ، ایمان یعنی محبت .

امام صادق علیه السلام  فرمود :

راه خلیفۀ الله شدن

راه خلیفۀ الله شدن

اولین کلامی که خدای متعال از حضرت عیسی علیه السلام هنگام ولادت نقل می کند این است که می گوید :

﴿ إِنِّی عَبْدُ اَللّهِ ﴾ [1] من بنده خدایم .

بعد در مرحله دوم می گوید :

راه مشاهده خداوند متعال !

راه مشاهده خداوند متعال !


هر وقت سخن از این می شود که آیا می توان خدا را دید یا نه ، همه مات و مبهوت یکدیگر را نگاه می کنند و هیچ جوابی برای سوال مطرح شده ندارند . مخصوصا وقتی که بچه های کوچک از پدر و مادر خود آدرس خدا را گرفته