إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۷
  • ۰

شاید دیده باشید که بعضی ها تا چند تا کتاب میخونند و یک چیز یاد میگیرند به هر کس میرسند ایراد میگیرند، وسعی میکنند آنچه که خوانده اند را به دیگران از این طریق منتقل کنند؛ البته ایرادی ندارد واین روحیه ای که دارند روحیه خیلی خوبی است ولی باید آن را کنترل کنند واز افراط وتفریط حفظ کنند تا دچار آفت نشوند، البته ما هم ممکن است در خیلی از موارد حواسمان نباشد ودچار این مشکل شویم؛
بحث را در این مورد در دو قسمت بصورت اجمالی مطرح میکنیم
1-آفتی که میتواند متوجه شخص نصیحت کننده شود
2-آفتی که میتواند متوجه شخص نصیحت شونده شود
توضیح:
باید توجه داشته باشیم که اولین حالتی که در این مواقع ممکن است برای ما پیش بیاید این است که به صورت تهاجمی وارد صحبت ونصیحت شویم و آنچنان بحث را مطرح کنیم که انگار خودمان اصلاً دچار اشتباه نمیشویم؛ ما همیشه باید..
1- متوجه حالت خودمان شویم وخود را تجزیه وتحلیل کنیم وببینیم که آیا این ایراد واشتباهی که من میخواهم آنرا به دوستم یا خانواده ام گوشزد کنم در خود من وجود دارد یانه؟
2-با توجه به موقعیت وحفظ آبروی طرف مقابل باشیم و با ادب واحترام وارد بحث شویم
3-خودمان به تمام فضای بحث علم داشته باشیم، اینگونه نباشد که از چیزی ایراد بگیریم که علمی در مورد آن نداریم
4-روحیه شخص مقابل را بشناسیم واحتمال تاثیر بدهیم، اگر احتمال تاثیر نمیدهیم و یقین داریم نصیحت ما تاثیری ندارد وقت خودمان را هدر ندهیم(1)
ولی یک نکته مهم هم است، که اگر یک موقعی یکی از این افراد گیر ما افتاد وشروع به نصیحت کردن کرد، ما به عنوان کسی که داریم نصیحت میشویم باید رعایت کنیم، وآن این است که:
در این مواقع اگر ما هم بر گردیم ومثل طرف مقابل که دارد ما را نصیحت میکند برخورد کنیم اشتباه دوم را انجام داده ایم، چرا که درست است که طرف مقابل با ما برخورد مناسبی نداشت ومارا ناراحت کرد، ولی حرف و نیت خوبی داشت، پس بهتر است با حوصله وصبر از حرف وسخن خوب کسی که ما رو نصیحت میکند استفاده کنیم.
البته درست است که دربعضی از موارد طرف حرف درست وحسابی هم برای گفتن ندارد ولی باز ادب حکم میکند که مثل او برخورد نکنیم و با احترام جواب بدهیم.
داستان
سه نفر داشتن نماز میخوندن، اولی وسط نماز بلند خندید؛ دومی گفت نمازت باطل شد چون خندیدی، اولی جواب داد که نماز خودت هم باطل شد چون حرف زدی، سومی گفت خدا روشکر من چیزی نگفتم.


پاورقی
1-الروضة البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه جلد اول، صفحه343، ناشر:موسسه اسماعیلیان-قم-1378
2-مطالعه بیشترwww.mesbahyazdi.ir/n

آدرس کانال وادی مقدس

/telegram.me/joincha

ادرس اینستاگرام
www.instagram.com/v

نظرات  (۱۱)

عالی...

مستفیض شدیم...
پاسخ:
تشکر
الحمد الله

متشکرم
آره خیلی بده که جنبه دو کلمه کتاب خوندن رو نداشته باشیم و سریع بخواییم اظهار فضل کنیم
  • ابوالفضل نخعی
  • این جور افراد چیزی بارشون نیست چون انسان مثل درخت می مونه هرچه پربارتر افتاده تر!
    بسیار مفید بود...
    داستان هم بسیار جالب...:)
    پاسخ:
    تشکر
    نظر لطف شماست
  • ❤منتـــظر المـهـدی❤
  • به به عالی تر از عالی ، دم مولا گرم
  • حمیدرضا صادقی
  • قابل استفاده بود. ممنون
    پاسخ:
    تشکر
  • مهدی زراعتی رخشاندل
  • سلام علیکم
    مفید و کاربردی بود
    پاسخ:
    سلام علیکم
    تشکر نظر لطف شماست
  • مهدی زراعتی رخشاندل
  • موفق باشید
  • گروه فرهنگی صبح امید
  • کل و همهمینه من باید یه نفر رو خورد و پودر کنم و گرنه روزم شب نمی شه؟

    This post has helped me think things thgruoh

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">