إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

درد مشترک

دریک کوپه بودیم ، در حال بازگشت به سمت شهر قم . یک نفر روحانی ، دو دانشجو که سریع رفته بودند دو تخت بالای کوپه را گرفته بودند ، یک پیرمرد پاکستانی که تقریبا زبان فارسی را اصلا بلد نبود و دو جوان بالا برای صدا زدنش به او میگفتند« راجو » ، یک پیرمرد از اهالی یاسوج و من.

پیرمرد یاسوجی خیلی ناراحت بود که چرا پیرمرد پاکستانی فارسی بلد نیست تا باهم گپ بزنند و باهم مشکلات سیاسی کشور را حل کنند و هر از چند ساعتی یک تیکه به او بار میکرد . پیرمرد یاسوجی از سادات بود و هر وقت کلمه ای به زبان می آورد بوی حکمت میداد . میگفت ۱۳ فرزند داشتم ، نه دختر و چهار پسر که یکی از پسر ها پارسال به رحمت به خدا رفت . میگفت همه دخترها را شوهر داده ام به جز یکی و پسر وسطی ازدواج کرده ولی پسر بزرگ و کوچک زیر بار ازداواج نمیروند . هردو دانشگاه رفته و مدرک های بالا دارند یکی مهندس و دیگری فلان است . ولی وقتی صحبت از ازدواج میکنم میگویند ازدواج خانه میخواهد ، پول میخواهد ، ماشین میخواهد  ...

رو کرد به روحانی توی کوپه و گفت والله من این ۱۳ بچه را با همین نماز و ورزه و خمس و و توکل بر خدا بزرگ کرده ام ولی هرچه به پسرها میگویم بابا تو شروع کن ، خدا کمک میکنه ، کی اول زندگی همه چیز داشته من و مادرتون اول زندگی هیچی نداشتیم ولی خدا کم کم درهای رحمت رو برامون باز کرد ....

حقیقتا درد مشترکی که الان گریبانگیر بسیاری از افراد شده عدم توکل و عدم حسن ظن به وعده های الهی است . اگر مشکلات اقتصادی که بر پیکره کشور چنبره زده را در نظر نگیریم و بگوییم مقداری از مشکلات مادی همیشه وجود داشته ، با اندکی تامل میبینیم اکثر ما به آینده و وعده های الهی خوش بین نیستیم و به همین دلیل برای شروع بعضی کارها مثل ازدواج دچار تردید و پاپس کشیدگی میشویم . البته نباید از عرف های غلطی که بر افکار ما سایه انداخته نیز غافل شویم از جمله اینکه باید برای ازداواج شغل و خانه و ماشین فراهم باشد  و گرنه امکان ازداواج نیست .

اما انگشت اصلی اتهام به سمت خود ما و مسئولین فرهنگی کشور است که مقوله توکل و توجه به وعده های الهی را برای ما آنگونه که باید و شاید جا نیانداخته اند . استدلال ساده پیرمرد داستان ما در عین سادگی بسیار قوی متین بودند : مگر پدران و مادران ما در زمان طاغوت همه خانه شخصی و ماشین و حساب پر پول داشتند و دولت هم چند وام بلاعوض به آنها میداد . آیا ازدواج های قدیم جز با توکل و امید به آینده شکل میگرفت .

وقتی اعتقاد به آیه هایی همچون آیات زیر کمرنگ میشود : وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ [1] «[مردان و زنان‏] بى‏همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست‏اند، خدا آنان را از فضل خود بى‏ نیاز مى‏کند؛ و خدا بسیار بخشنده و داناست. »

وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً[2] « و بر خدا توکل کن و خداوند برای وکالت کافی است »

فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ [3]« هنگامی که تصمیم گرفتی اقدام کن و بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل کنند گان را دوست دارد .»

برای تحقیق بیشتر راجع به توکل میتوانید به اینجا مراجعه کنید .



[1] النور : 32

[2] الأحزاب : 3

[3] آل ‏عمران : 159

  • mohamad mohamad

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">