إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

آن علمی در تعالی حقیقت وجودی انسان اثر دارد از جنس دانسته های متداول بشری نیست ، یعنی دانستن این که آب با جوشاندن گرم شده و یا آهن با سرد شدن منبسط می شود و یا دانش هایی این چنین هیچ اثری در حقیقت آدمی ندارند ، اما سوال این است که آن علم از چه جنسی بوده و حقیقت آن چیست ؟

امام کاظم علیه السلام فرمود : روزی پیامبرخدا صلى الله علیه و آله داخل مسجد شد و دید گروهى بر گرد مردى حلقه زده اند . فرمود : چه خبر است؟ گفته شد : علاّمه اى است . فرمود : چه علاّمه اى؟ گفتند : داناترین مردم به نسبهاى عرب و وقایع و جنگهاى جاهلیت و شعرهاى عرب . پس پیامبر فرمود : این دانشى است که به آنکه نداند ، زیان نمى رساند و به آنکه مى داند سود نمى بخشد .

، سپس فرمود:

 «إِنَّمَا الْعِلْمُ‏ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ‏»[1] همانا علم سه چیز است:آیه محکم، فریضه عادله، سنت پا برجا، و غیر از اینها فضل است.

مراد از «آیَةٌ مُحْکَمَةٌ» معرفت به مبانی اصیل جهان شناختی است که در لسان اهل معرفت به آن «علم توحید» گفته می شود که به برسی افعال و صفات و تجلیات الهی در تمامی عوالم می پردازد و مراد از «فَرِیضَةٌ عَادِلَة» احکام و دستور العمل های انسان ساز در حیات فردی  و اجتماعی بشر است که هیچ چاره ای جز معرفت و عمل به آنها نیست که در اصطلاح به آن «علم فقه» گفته می شود و مراد از « سُنَّةٌ قَائِمَةٌ» معرفت به آن دسته از رفتارهای انسان های متعالی و کامل است که عمل به آنها موجب تزکیه و متأدب شدن انسانها و سامان گرفتن امور دنیوی و اُخروی آنها می شود که در اصطلاح به آنها «علم اخلاق» گفته می شود .

 

بنابر این آن علمی که مطابق فطرت انسان بوده که دانستن و عمل به آنها موجب تعالی انسان می شود عبارت است از علم توحید و فقه و اخلاق با این تفصیل باقی دانستنی ها هیچ اثر مستقیمی در تعالی معنوی انسانها نخواهند داشت مگر آن که یار و مددکار سه علم مذکور باشند ، در این صورت دانستن آنها تنها موجب برتری های اجتماعی و اعتباری نسبت به سایر افراد بشر می شود نه این که در تکامل حقیقی انسانها تاثیر داشته باشد .

 

با روشن شدن  این مطلب باید به حال بشر درمانه امروز بسیار افسوس خورد ! چرا که عمری در پی اموری بی فایده و پوچ که در آخرت او هیچ اثر مثبتی ندارد رفته و وقتی که جان به حلقومش می رسد متوجه این خسارت عظیم می شود .

یک عمر فرصت داشت تا با فهمیدن راه سعادت و دانش لازم آن به اعمال تاثیر گذار در ملکوتش مبادرت کند اما به دنبال امور پوچی رفت که نه تنها ملکوتش را آباد نکرد بلکه تمام سرمایه ابدی او را به باد داد .

باید به دنبال فراگرفتن سنت های الهی و دستورات انسان ساز او می رفت و به آنها عمل می کرد اما در کوچه بازار عالم دنیا سرمایه از دست داد . افسوس و صد افسوس !

 افسـوس‌ که‌ عمـری‌ پی‌ اغیار دویدیم             از یار بمـاندیـم‌ و به‌ مقصـد نرسیدیم‌

سرمایه‌ ز کف‌ رفت‌ و تجارت‌ ننمودیم‌             جز حسـرت‌ و اندوه‌ متاعـی‌ نخریدیم‌

بس‌ سعی‌ نمودیم‌ که‌ ببینم‌ رخ‌ دوست‌            جانها به‌ لـب‌ آمـد، رخ‌ دلـدار ندیـدیم‌

مـا تـشـنـه‌ لب‌ انـدر لب‌ دریا متـحیّر            آبی‌ به‌ جـز از خون‌ دل‌ خود نچشیدیم‌

[2]

 

────────────────────────────

[2] (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 32)

[2] صدیقه‌ علی‌پور

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">