إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی

طهارت نفس بر مبنای فطرت
  • ۰
  • ۰

 

توجه دائم به این نکته که انسان روزی با مرگ از این دنیا رحل اقامت بر بسته و راهی عالم دیگر می شود در حالی که تمامی دارایی های خود را در همین دنیا بر جای می گذارد ، این توجه به خودی خود موجب می شود قلب آدمی از بند تعلقات دنیایی رها شود و هیچ دست آویزی برای شیطان و نفس شیطانی در وجود او باقی نماند .

این جاست که خدای متعال در قرآن کریم الگوهای سعادتمندی را برای بشر معرفی کرده و عامل سعدتمندی ایشان را همین یاد مرگ معرفی می نماید ، فرمود :

 ﴿وَ اُذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهِیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی اَلْأَیْدِی وَ اَلْأَبْصارِ*إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَى اَلدّارِ*وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ اَلْمُصْطَفَیْنَ اَلْأَخْیارِ(سوره ص ، آیه 45-47) به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستها (ی نیرومند) و چشمها (ی بینا)!ما آنها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود!و آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند!

 

علت این که ایشان برگزیدگان خدای متعال شدند مخلَص بودن ایشان بود ،یعنی در مملکت وجود ایشان هیچ چیز جز توجه و یاد خدای متعال وجود نداشت به همین دلیل به بالاترین مراتب توحیدی رسیده بودند  و دلیل این خالص شدن نیز یاد سرای آخرت بود ، یاد معاد !

 

از همین رو است که ائمه اطهار  در تعالیم خود به شاگردانشان تاکید ویژه ای به حضور در قبرستان و توجه به معاد می نموده اند و  اساتید اخلاق و عرفان نیز همین توصیه را به شاگردان خود می نمودند و چه احوالات و امور عجیبه ای از این دستور العمل برای اهلش دست داده است که در شرح احوالات ایشان بیان شده است ، که همگی آن حالات بخاطر انصراف از عالم طبیعت و توجه به عالم آخرت بوده است .

 

وقتی انسان به این نکته توجه نمود که روزی از دنیا خواهد رفت و تمام دارایی هایی که در اختیار اوست امانتی از سوی خدای متعال است ، انفاق و خرج کردن آن اموال و دارایی ها در راهی که خدای متعال مشخص نموده است برای او راحت خواهد شد، امام مصادق علیه السلام در حدیث عنوان بصری در ضمن بیان حقیقت عبودیت فرمود :

«حَقِیقَةُ الْعُبُودِیَّة ... أَنْ لَا یَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ... فَإِذَا لَمْ یَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِلْکاً هَانَ عَلَیْهِ الْإِنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یُنْفِقَ فِیهِ »(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏1، ص: 225)حقیقت بندگى این است که بنده در آنچه خداوند به او عطا فرموده است براى خود مالکیتى در نظر نگیرد ؛ زیرا بندگان [واقعى خدا ]مالک چیزى نیستند، مال را متعلّق به خدا مى دانند و آن را هر جا که خداوند عزّ و جلّ فرمان داده است به مصرف مى رسانند ، پس هنگامى که بنده ، آنچه را خداى متعال به او سپرده ، دارایىِ خود نداند، خرج کردن در مواردى که خداى متعال فرمان داده ، بر او آسان خواهد شد.

 

 و همین تعامل الهی با دنیا و دارایی های آن موجب ریشه کن شدن صفت رذیله بخل می شود  - که یکی از اصلی ترین دست آویزهای شیطان برای گمراهی است - و  شرایط برای تعالی معنوی انسان فراهم می شود که خدای متعال فرمود : 

 

﴿مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (سوره حشر ، آیه 9 )  کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‌اند رستگارانند!

 

اما اگر انسان این چنین عمل نکرد و ریشه محبت های غیر الهی را از دل خود نزدود و دل بسته دنیا و مظاهر فانی او شد ، همین محبت دنیا دست آویزی برای نفس شیطانی  و ابلیس خواهد بود که با آن آدمی را به تمامی اعمال ناشایست مجبور خواهد نمود ، به همین دلیل در حدیثی وارد شده که :

«سُئِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ ص أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِذَلِکَ لَشُعَباً کَثِیرَة وَ لِلْمَعَاصِی شُعَباً فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ إِبْلِیسَ حِینَ‏ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ‏ وَ الْحِرْصُ وَ هِیَ‏ مَعْصِیَةُ آدَمَ وَ حَوَّاء حِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا- فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ‏ فَأَخَذَا مَا لَا حَاجَةَ بِهِمَا إِلَیْهِ فَدَخَلَ ذَلِکَ عَلَى ذُرِّیَّتِهِمَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَکْثَرَ مَا یَطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَیْهِ ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِیَ مَعْصِیَةُ ابْنِ آدَمَ حَیْثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِکَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْکَلَامِ وَ حُبُّ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ کُلُّهُنَّ فِی حُبِّ الدُّنْیَا فَقَالَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِکَ حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ‏ کُلِ‏ خَطِیئَةٍ وَ الدُّنْیَا دُنْیَاءَانِ دُنْیَا بَلَاغٌ وَ دُنْیَا مَلْعُونَةٌ.» (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 131) از امام على بن الحسین علیهما السلام پرسیدند، کدام عمل نزد خداى عز و جل بهتر است؟ فرمود:هیچ عملى بعد از معرفت خداى جل و عز و رسولش بهتر از بغض دنیا نیست، و براى آن شعبه‏ هاى بسیاری است و براى گناهان (نافرمانیهاى خدا) نیز شعبه‏ هاى بسیاری است:نخستین نافرمانى که خدا را نمودند تکبر بود و آن نافرمانى شیطان بود، زمانى که سر پیچى و گردن فرازى کرد و از کافران گشت. و دیگر حرص است که نافرمانى آدم و حوا بود، زمانى که خداى عز و جل به آنها فرمود: «از هر چه خواهید بخورید ولى به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید بود ،  پس آدم و حوا چیزى را گرفتند که بدان احتیاج نداشتند، و این خصلت تا روز قیامت در ذریه آنها رخنه کرد، از این رو بیشتر آنچه را آدمی زاد می طلبد بدان احتیاج ندارد.و دیگر حسد است که نافرمانى پسر آدم (قابیل) بود، زمانى که به برادرش (هابیل) حسد برد و او را کشت، و از این نافرمانیها دوستى زنان و دوستى دنیا و دوستى ریاست و دوستى استراحت و دوستى‏ سخن گفتن و دوستى سرورى و ثروت منشعب گشت، و اینها هفت خصلت است که همگى در دوستى دنیا گرد آمده‏ اند، از این رو پیغمبران و دانشمندان بعد از شناختن این مطلب گفتند: دوستى دنیا رأس  هر خطا و گناه است و دنیا دو گونه است: دنیاى رساننده و دنیاى ملعون (یعنى دنیائى که انسان را بطاعت و قرب خدا می رساند بقدر کفاف است که آن ممدوح و پسندیده است و دنیائى که بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاج است که آن مایه لعنت و دورى از رحمت خداست).

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">