کانون فرهنگی و هنری وادی مقدس

طهارت نفس بر مبنای فطرت

۱۵۶ مطلب با موضوع «وادی علماء :: طرح زندگی مشترک» ثبت شده است

یک پیچیده کننده مشکلات !!

یک پیچیده کننده مشکلات !!

 در #مشورت گرفتن از دیگران، برای حل #مشکلات_زندگی،

به #تبحر و #دلسوزی طرف مقابل دقت کنید.

مشورت کردن با انسان های نابلد یا بی احساس    

می تواند کلاف مشکلات را پیچیده تر کند.

درحدیث شریفی از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمده :« مُشاوَرَةُ العاقِلِ الناصِحِ رُشدٌ ویُمنٌ وتَوفیقٌ مِنَ اللَّهِ»(1) مشورت کردن با خردمندِ دلسوز، مایه هدایت و میمنت است‏.

1: المحاسن: 2/ 438

یک ادب در انتقاد

یک ادب در انتقاد

در نقد انصاف را رعایت کنید

گاهی ما آنقدر از طرف مقابل عصبانی هستیم که یادمان می رود

او امتیازاتی هم دارد یا اشتباه او، آنقدرها هم بزرگ نبوده

ولی جوری با او صحبت می کنیم، گویا او بی فایده ترین موجود کره زمین است.

امام علی علیه السلام در حدیثی زیبا درباره انصاف فرموده اند : «الإنصافُ یُؤلِّفُ القُلوبَ»(1) یعنی انصاف قلب ها را به هم پیوند می دهد و به عبارت دیگر مایه محبت و دوستی است .

#همسرداری

1 : غرر الحکم: 1130


چرا مشاوره ؟

چرا مشاوره ؟

چرا مشاوره ؟

شکی نیست که زندگی مشترک دست اندازهایی دارد که باید برای عبور از آنها از دیگران کمک و مشورت گرفت. نیاز انسان به مشاوره آنقدر زیاد است که امام علی علیه السلام در مورد آن فرموده اند:

« لا یَستَغنِی العاقِلُ عَنِ المُشاوَرَةِ.»1« انسان عاقل هیچ گاه از مشورت با دیگران بی نیاز نمی شود »

یعنی عقل انسان حکم می کند مشورت کند. همچنین در کلام دیگری از ایشان آمده:

« لا ظَهِیرَ کالمُشاوَرَة»2 یعنی «هیچ پشتیبانی مثل مشورت نیست »

 اما دلیل اینکه عقل به مشورت دستور می دهد و هیچ پشتیبانی مثل مشاوره نیست این است که مشورت انسان را از سقوط و دچار شدن به بسیاری از مشکلات حفظ می کند چنانچه در کلامی از امیر المومنین علیه السلام آمده : «المُستَشِیرُ مُتَحَصِّنٌ مِنَ السَّقَطِ. »3 «کسی که مشورت کند از سقوط در امان است . »

اما چرا برای حل مشکلات و معضلات زندگی اینقدر به مشورت توصیه شده ؟ برای یافتن پاسخ کافی است به این روایت از امام علی علیه السلام توجه کنید :

«إنّما حُضَّ على المُشاوَرَةِ لأنّ رَأیَ المُشیرِ صِرْفٌ، ورَأیَ المُستَشِیرِ مَشُوبٌ بالهَوى »4« به مشورت تاکید و توصیه شده زیرا نگاه مشاور به خالی از گرایش و انگیزه است و نظر مشورت گیرنده همراه با گرایش و میل هایی است».

در توضیح این روایت به این مثال توجه کنید : خانم خانه مدتی است تفریح ندارد و در اثر روزمرگی دچار بدخلقی شده و بهانه گیری می کند ولی خودش فکر می کند چون مدتی قبل درخواست خرید طلا داشته، ولی به علت کمبود پول، موفق به خرید، نشده اند الان حالش گرفته شده؛ البته خانم قصه ما علاقه زیادی به طلا دارد. زن و مرد با این نظر، به مشاور مراجعه می کنند و زن سعی می کند مشکل را به نخریدن طلا ربط دهد چون خودش آن را دوست داشته و موفق به خرید آن نشده، در اینجا مشاور چون همان حالت زن به طلا را ندارد و همه جانبه به مسئله نگاه می کند می تواند تشخیص دهد بد خلقی زن، بیشتر به نداشتن تفریح و مشغله مفید، مربوط است و نخریدن طلا یک بهانه کوچک، برای دامن زدن به مشکل است .

_______________________________________________________________

:1غرر الحکم: 10693

2: نهج البلاغه: حکمت 54

3: غرر الحکم: 1207

:4 غرر الحکم: 3908

سرپرست خانواده چگونه خرج کند ؟

سرپرست خانواده چگونه خرج کند ؟

سرپرست خانواده چگونه خرج کند ؟
از مهمترین مسائلی که هر انسان و خصوصا سرپرست خانواده با آن سروکار دارد، تدبیر در امور اقتصادی خانواده است . زیرا آرامش و آینده اهل خانه، کاملا با این تدابیر در ارتباط است . در کلامی گهربار از امام علی علیه السلام نقش تدبیر مالی در زندگی اینگونه بیان شده است :

« إِنَّ أَفْضَلَ الْفِعَالِ صِیَانَةُ الْعِرْضِ بِالْمَالِ.»1 همانا بهترین کارها حفظ آبرو به وسیله مال است . یعنی مهمترین وظیفه ی پول و مال حفظ آبروی انسان است پس همیشه باید تدبیر مالی به گونه ای صورت گیرد که این هدف، یعنی حفظ آبرو محقق شود.

اگر بخواهیم حد و مرز صحیح در مدیریت اقتصادی را بیابیم، این کلام امام کاظم علیه السلام آن را بیان می کند عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ ع عَنِ النَّفَقَةِ عَلَى الْعِیَالِ فَقَالَ مَا بَیْنَ الْمَکْرُوهَیْنِ الْإِسْرَافِ وَ الْإِقْتَارِ »2:

تامین هزینه های خانواده، بین دو مرز اسراف و بخل قرار دارد . اسرف یعنی، مال و ثروت را بیهوده هدر دادن و در جاهای بی فایده، هزینه کردن . گاهی زن و مرد عادت دارند، هرسال، بدون اینکه لباسشان کهنه شده باشد، لباس عوض کنند؛ یا لوازم دکوری و مبلمان را سالانه تعویض کنند. خداوند در قرآن کریم در ذم این گناه، اسراف کنندگان را برادران شیطان خوانده است. إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ3 .
 مرز دوم در تامین هزینه های زندگی، بخل است. بخل یعنی انسان، بدون دلیل قانع کننده ای برای امور متعارف زندگی خرج نکند و با عناوینی همچون ذخیره برای روز مبادا یا داشتن پشتوانه مالی، فقط به ذخیره کردن رو آورد. این مسئله باعث می شود برای خود و خانواده اش در جاهایی که نیاز است، هزینه نکند و علاوه بر سختی و مشقتی که ایجاد می کند، باعث بیماری یا از دست دادن فرصت های آینده شود. اما تاثیر بخل بر آبروی خانواده نیز جای شک و شبهه نیست  چنانچه در روایتی از امام رضا علیه السلام در مورد بخل اینگونه امده «: البُخلُ یُمَزِّقُ العِرْضَ»4یعنی بخل آبرو را به باد می دهد .

البته در روایات ما آمده که، اگر سرپرست ، توان مالی دارد خانواده را در وسعت و رفاه قرار دهد و فشار بی خودی به آن ها نیاورد، ولی این به معنای اسراف نیست. در حدیثی از امام کاظم علیه السلام آمده : «عِیالُ الرَّجُلِ اسَراؤُهُ، فَمَن أنعَمَ اللّهُ عَلَیهِ نِعمَةً فَلیُوَسِّع عَلى اسَرائِهِ، فَإِن لَم یَفعَل أوشَکَ أن تَزولَ تِلکَ النِّعمَة»5 یعنی  خانواده مرد، [به منزله‏] اسیران اویند. پس، هر که خداوند به او نعمتى داد، باید اسیرانش را در گشایش قرار دهد؛ زیرا اگر چنین نکند، به زودى، آن نعمت، از کف او مى‏رود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1: کافی ج‏4، ص: 49
2: همان ص: 55
۳ : الإسراء : 27
4: بحار الأنوار: ج78/ص 357
5: من لا یحضره الفقیه: ج 3 ص 556


آیا می دانید مشاوره نامحسوس چیست ؟

آیا می دانید مشاوره نامحسوس چیست ؟

مشاوره نامحسوس چیست ؟
انسان های باهم معاشرت دارند و از افکار همدیگر استفاده می کنند . شما با پدر و مادر، برادر و خواهر و اقوام و دوستان در ارتباط هستید، اگر مشکلی پیش بیاید به آنها رجوع می کنید و از آنها کمک می گیرید. این رویه معمولی زندگی ماست البته در بعضی مشکلات می دانیم که نباید سراغ آنها برویم مثلا وقتی ماشین مان خراب شود و بخواهیم آن را تعمیر کنیم آن را پیش آنها نمی بریم مگر اینکه بدانیم آنها در این زمینه تخصص دارند وگرنه سراغ مکانیک را می گیریم یا وقتی مریض می شویم اولا سراغ پزشک می رویم و در صورتی که مشکل، حاد نباشد، از بعضی نسخه های خانگی نیز، بهره مند می شویم .
اما در مشکلات زندگی و خصوصا زندگی مشترک راحت سفره دلمان را پیش دیگران، پهن می کنیم و آنها هم گاهی بدون اینکه تجربه و تخصصی داشته باشند به ما راه حل می دهند و ما هم غافل از همه جا فکر می کنیم راه را یافته و کلید مشکل را بدست آورده ایم. در این موارد ما به مشاور و متخصص خانواده مراجعه نکرده ایم اما در واقعیت یک مشاوره اتفاق افتاده و ما بدون توجه یک مشاوره نامحسوس گرفته ایم . به این مثال توجه کنید: زنی به دلیل سوظن زیاد فکر می کند شوهرش به دنبال ازدواج مجدد و آوردن هوو بر سر اوست است. با دوستش درد دل می کند و ناامیدانه مشکلش را به او می گوید و او دستور العمل جالبی میدهد: مرد را تحت فشار مالی بگذار تا فکر زن دیگر را از سرش بیرون کند . زن قصه ما هم این فرمول را در زندگی به کار می بندد و سعی می کند تا آنجا که می تواند خرید کند تا مرد همیشه مجبور باشد کار کند و او را از گرفتن زن دوم منصرف کند. مرد ناراحت است که چرا زن اسراف کار و پر توقع شده و همین مسئله باعث می شود روابط آن دو شکر آب شود و اینگونه یک مشاوره نامحسوس، زندگی را  زهر مار می کند .
البته درد دل کردن، یا بهره مندی از نظرات دیگران، کار بدی نیست، اما نقطه حساس این ماجرا، توجه نکردن به نظرات دیگران و بدون فکرو تدبیر، عمل کردن به آنهاست. گاهی اگر به دستور العمل های دیگران کمی فکر کنیم پی به سستی یا مضر بودن آنها پی میبریم و البته گاهی نیز نمی توانیم درست تشخیص دهیم دستور العمل آنها درست است یا نه، پس بهتر است در این موارد به افراد خبره و با تجربه مراجعه کنیم. 


سه فایده از یک مشاوره

سه فایده از یک مشاوره

#مشاوره با افراد #خبره و #دلسوز چه فوایدی دارد ؟
1.راهکارهای #افزایش_محبت و #صمیمیت را یاد می گیرید .
2.نگرش شما به بسیاری از مسائل تغییر می کند .
3. می تواند به #رفع_تنش ها و کینه ها منجر شود .
#همسرداری

آتش با آتش خاموش نمی شود:

آتش با آتش خاموش نمی شود:

آتش با آتش خاموش نمی شود:
از اتفاقاتی که در زندگی انسانها رخ میدهد، اختلاف نظر و اصطکاک در بعضی مسائل است. زندگی مشترک نیز، گاهی محل بروز دعوا و اختلاف بر سر بعضی موضوعات است. معمولا در این مواقع، صدای دو طرف، بلند شده و زن و مرد هر کدام به دنبال اثبات نظر خودشان هستند. وقتی شعله های اختلاف بالا میگیرد، بنا به فرموده امام علی علیه السلام کینه های قدیمی همچون خاکستر زیر آتش شروع به فوران می کنند «الغَضَبُ یُثِیرُ کَوامِنَ الحِقدِ.»1. در حدیثی از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که وقتی کسی غضب می کند کلید های شر و بدی را بدست می گیرد« الغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَر»2. در این حالت، عقل به شدت، در برابر قوه های نفسانی مغلوب شده و نمی توان انتظار داشت، طرفین حرف های عادی بزنند و رفتارهای عاقلانه از خود بروز دهند .

پس راه چیست ؟ بهترین کار این است که، اولا زن و مرد یا یکی از آن دو، قبل از اینکه کار به جاهای باریک بکشد خونسردی خود را حفظ کنند و اجازه ندهند تنش و اختلاف، بیشتر شود . در سفارشی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام اینگونه آمده : «یا علیُّ، لاتَغضَب‏»3یعنی یا علی غضب نکن، زیرا اگر انسان از اول وارد این وادی نشود، برای برون رفت دنبال راه نمی گردد . در حالت طبیعی، معمولا انسان ها توجه ندارند که ادامه یافتن اختلاف، باعث شدید شدن واکنش ها و عمیق شدن ناراحتی ها می شود به همین دلیل آنها باز به رفتار خود ادامه داده و حتی کار را به ضرب و جرح می کشانند زیرا به این نکته توجه نمی کنند که خاموش کردن آتش به وسیله آتش دیگری ممکن نیست بلکه برای خاموش کردن آتش، باید از آب کمک جست .
اما راهکارهای مهم اهل بیت علیهم السلام که همچون آبی بر شعله های خشم و غضب است :
1: تغییر حالت فیزیکی : در روایتی از پیامبر اکرم آمده که به هنگام غضب باید تغییر وضعیت فیزیکی داد :«إذا غَضِبَ أحَدُکم وهو قائمٌ فَلْیَجلِسْ، فإن ذَهَبَ عَنهُ الغَضَبُ وإلّا فَلیَضطَجِعْ»4 یعنی هنگامی که عصبانی شدی، اگر ایستاده ای بنشین، پس اگر عصبانیت برطرف نشد دراز بکش. این روایت، بیانگر این است که یکی از راهکارهای پایین آوردن شعله خشم تغییر وضعیت فیزیکی است.
  2: راه دوم، تعقل و تفکر است. در روایتی شریف، از پیامبر اکرم اینگونه آمده است : «فإذا غَضِبتَ فَاقعُدْ وتَفَکَّرْ فی قُدرَةِ الرَّبِّ علَى العِبادِ وحِلمِهِ عَنهُم‏»5 یعنی هنگامی که عصبانی شدی، بنشین و در مورد قدرت خداوند و حلم و صبر او بر بندگانش فکرکن.
۳. وضو گرفتن. در روایتی از پیامبر اسلام آمده : «فإذا غَضِبَ أحَدُکم فَلْیَتَوَضَّأْ»6 یعنی هرگاه یکی از شما عصبانی شد وضو بگیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1: غرر الحکم: 2164
2: الکافی: ج2/ ص303
3: تحف العقول: ص 14
4: همان
5: الترغیب والترهیب: ج3/ ص450
6: همان ص 451

 

 


جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت

جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت

جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت

یکی از پایه های مهم خوشبختی در زندگی مشترک، اصل صداقت و راستی در رفتار و گفتارهاست. زیرا دروغ گویی و چندرویی، موجب از بین رفتن اعتماد طرفین شده و با رخت بر بستن اعتماد میان دو نفر، ادامه همکاری آن دو نشدنی است. همان گونه که دوشریک کاری باید برای ادامه شراکت به همدیگر اطمینان و اعتماد داشته باشند. زن و مرد نیز، برای ادامه حیات زندگی مشترک، نیازمند اعتمادند. بزرگی گناه دروغ، آنقدر زیاد است که امیر المومنین علیه السلام آن را بزرگترین خطاها نزد خداوند دانسته اند : « أعظَمُ الخَطایا عندَ اللَّهِ اللِّسانُ الکَذوبُ»1 در کلام دیگری از ایشان راستگویی، به منزله سر ایمان معرفی شده  وزینت انسان، نامیده شده است :« الصِّدقُ رَأسُ الإیمانِ، وزَینُ الإنسانِ»2


اما این همه ماجرا نیست. در حدیثی از امیر المومنین علیه السلام اینگونه آمده:« لا تَکُ صادِقاً حتّى‏ تَکتُمَ بعضَ ما تَعلَم‏»3 یعنی انسان، صادق و راستگو حساب نمی شود مگر اینکه بعضی از چیزهایی که می داند را ابراز نکند. همچنین در کلام گهربار دیگری از امام علی علیه السلام صحبت کردن از همه آنچه می دانیم نشانه جهل و نادانی شمرده شده است :« لا تَتَکلَّمْ بکُلِّ ما تَعلَمُ، فَکَفى‏ بذلکَ جَهلا »4 منظور و مراد حضرت در این دو روایت این است که انسان نباید هرچه می داند را نیز بیان کند زیرا بیان کردن اموری که ربطی به طرف مقابل ندارد ممکن است مشکل ساز شود .


مثلا اگر مرد خانه در محیط کاری اش، با شخصی دچار اختلاف نظر شده آیا باید این اختلاف نظرش را به همسرش نیز بگوید ؟ منتقل کردن این اختلاف به خانه، شاید در وهله اول بی ضرر به نظر بیاید، ولی می تواند منشا کینه و کدورت بین خانواده های دو طرف شود یعنی این اختلاف نظر باعث شود همسر او با همسر آن شخص دچار کینه و کدورت شوند و اتفاقات دور از انتظاری رخ دهد . یا فرض کنید زن خانه به دوستش زنگ می زند و شوهردوستش گوشی را بر میدارد و می گوید که خانم مشغول کاری است و بعدا با شما تماس می گیرد در این جا این قضیه هیچ ارتباطی به شوهر خودش ندارد اما اگر آن را به شوهرش بگوید، شاید او زمینه سوظن داشته باشد و شروع به پرس و سوال از رابطه زن با شوهر دوستش کند و اگر زن، در این قضیه، کمی ناشیانه عمل کند، می تواند به سوظن او، بیشتر دامنه بزند . 
پس بنا بر مثال معروف «جز راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت »باید صادقانه و سنجیده سخن گفت و لازم نیست اموری که ارتباطی به اعضای خانواده ندارد، در خانه گفته شود و اسباب مشکلات بعدی گردد.
__________________________________________________________________________________________
1 : المحجّةالبیضاء: 5/ 243
2: غرر الحکم: 1993
3: بحار الأنوار: ج78/ ص9
4: غرر الحکم: 10187

 


بعضی وقتها باید کوتاه آمد

بعضی وقتها باید کوتاه آمد


زندگی یک حرکت است

زندگی مشترک یک حرکت هماهنگ است، یعنی زن و مرد باید در این حرکت با تدبیر و هماهنگی حرکت کنند تا برای نیل به مقصود و حرکتی شیرین و دلپذیر کمترین هزینه را پرداخت کنند.

اختلاف و دعوا بین زوجین یکی از پیش آمد های طبیعی زندگی مشترک یا بهتر بگوییم هر زندگی جمعی است زیرا انسان‌ها نگاه و سلایق مختلفی دارند و بر اثر همین تفاوت های درونی در عملکرد هم مختلف می شوند.

با شروع یک اختلاف هر یک از طرفین  به طور طبیعی سعی می کند دلایلی اقامه کند تا خودش را غالب و طرف مقابل را مغلوب کند، این کار اولین راه برای پایان دادن به یک اختلاف است.

البته این روش در جایی کاربرد دارد که دو نکته لحاظ شود:

اول: یکی از زوجین می تواند حق را اثبات کند یعنی واقعا بر مشکل آگاه است و تجزیه و تحلیل درستی پیرامون آن دارد

دوم: هردو از لحاظ روانی این قدرت را دارند که این سخن را قبول کنند و از موضع خود کوتاه بیایند.


اما گاهی این گونه نیست یعنی یکی از دو طرف بر سخن خود پافشاری می کند و طرف مقابل هرچه دلیل می آورد نمی تواند موضع او را تغییر دهد در این شرایط جدال و فضای سنگینی ایجاد شده که آثار آن در فرموده امام هادی علیه السلام اینگونه است:

«جدال می تواند دوستی های قدیمی را نابود و پیوندهای محکم را از هم بگسلاند»۱. 

کوتاه آمدن بهترین راه است

پس بهترین راه کوتاه آمدن است، زیرا ادامه مسیر با اتنخاب راه جدال، ماشین زندگی را به دره های هولناک قهر و جدایی نزدیک می کند، در مقابل با کوتاه آمدن  اگرچه یک حق پایمال می شود ولی حفظ کیان خانواده حق بزرگتری است که برای حفظ آن لازم است از بعضی حقوق کوچکتر چشم پوشی کرد.

نباید خطوط قرمز را نادیده گرفت

البته در کوتاه آمدن باید خطوط قرمز را نیز در نظر داشت زیرا نادیده گرفتن برخی حقوق به معنای از دست دادن مصلحت های بزرگ است. مثلا اگر مردی با حجاب زنش مشکل دارد، زن نمی تواند از حق حجاب خود کوتاه بیاید زیرا حجاب یک خط قرمز است و عبور از آن مساوی با دست برداشتن از حکم مسلم اسلام است. لذا در این موارد باید از مشاوره یا راهکار های دیگری کمک گرفت. 


پاورقی

 1- أعلام الدین،31

سه اثر بزرگ مصرف گرایی در پوشاک و کیف

سه اثر بزرگ مصرف گرایی در پوشاک و کیف

#مصرف_گرایی در #پوشاک و #کیف 
اولا به معنای واقعی #اسراف و بنابراین حرام است .
دوما موجب #فشارهای_ناجوانمردانه به سرپرست خانواده است.
سوما به دلیل ساختار پلاستیکی اغلب آنها به #طبیعت هم آسیب های جدی وارد می کند .