
امیال و خواسته های درونی انسان اصلی ترین عامل به حرکت در آوردن او برای کار و تلاش هستند ، و حاصلی که بدست می آورد در راستای همان امیال و خواسته هاست ، به عبارت دقیق تر می توان گفت ویژگی نفس ناطقه مجرد انسان این است که به هر چیزی توجه داشته باشد با آن سنخیت پیدا می کند ، لذا انسان به هر چیزی نظر قلبی داشته باشد حقیقت وجودش همان

اگر می خواهیم به همه خیرهای عالم هستی یک جا دست پیدا کنیم و لذت همه نعمت های بهشتی را درهمین دنیا تجربه کنیم تنها راهش این است که

عالم هستی قربانگاهی برای موجودات است ! تمام موجودات روزی به وجود آمده و صورت ظاهری مخصوصی به خود می گیرند و در آخر نیز آن شکل وصورت ظاهری را از دست داده و در چرخه عالم هستی قرار می گیرند ، حال برخی موجودات مانند گیاهان و جمادات به اقتضاء خلقتشان در عالم هستی بعد از مدتی به چرخه طبیعت بر می گردند تا مواد اولیه نظم طبیعی را تامین کنند ، اما برخی موجودات فرا مادی
امیرالمومنین علی(علیه السلام)
«کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الْآخِرَةِ عِیَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِه»(1)
«هر چیزی که مربوط به آخرت شود دیدنش بزرگتر وجذابتر از شنیدنش است»
قوه تفکر وخیال، قوی ترین ومنحصر به فرد ترین نعمتی است که در اختیار انسان برای زندگی در این دنیا گذاشته شده است.
در واقع این دو قوه موجود در انسان آنقدر قدرتمند هستند که به راحتی میتوانند تعیین کنند که آیا باید از آنچه که با چشم دیده شده است.
امیرالمومنین علی(علیه السلام)
«کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الدُّنْیَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِیَانِهِ»(1)
«هر چیزی در دنیا، شنیدنش بزرگتر وجذاب تر از دیدنش است»
احتمالاً منظور حضرت وهمچنین حکمتی که باعث میشود لمس کردن ودرک زیبایی ها ولذت های جاری در دنیا غالباً متفاوت ودر خیلی از موارد کمتر از زیباییها ولذت هایی باشد که در شنیدن وحتی فکروخیال کردن به آنها وجود دارد؛
امام صادق(علیه السلام)
«یَعِیشُ النَّاسُ بِإِحْسَانِهِمْ أَکْثَرَ مِمَّا یَعِیشُونَ بِأَعْمَارِهِمْ وَ یَمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ أَکْثَرَ مِمَّا یَمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ»(1)
«مدت زندگی مردم بیشتر با احسان و نیکوکاریشان تعیین میشود تا با عمر مقدر شده آنها؛ ومرگ آنها بر اثر گناهانشان نیز بیش تر است از مرگ آنها به دلیل رسیدن اجلشان است»
امیرالمومنین علی(علیه السلام)
«عَامِلْ سَائِرَ النَّاسِ بِالْإِنْصَافِ وَ عَامِلِ الْمُؤْمِنِینَ بِالْإِیثَار»(1)
«کار(معاشرت، تجارت) کن با مردم بر اساس انصاف و با مؤمنین (علاوه بر انصاف) با ایثار (نیز) کار(معاشرت،تجارت) کن»
پروردگار متعال انسان را موجودی اجتماعی خلق کرده که بدون داشتن روابط اجتماعی نمیتواند به راحتی زندگی کند و نیازهای مادی ومعنوی خود را بدست بیاورد.
امام صادق(علیه السلام)
«مَنْ طَلَبَ رَضِیَ النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَکَلَهُ اللَّهُ إِلَی النَّاسِ»(1)
هر کس خوشنودی مردم را بطلبد هر چند به قیمت خشم خداوند، خداوند او را به مردم وامیگذارد.
اگر بخواهیم بدون مقدمه وارد بحث شویم و شرحی کوتاهی برای این حدیث شریف بنویسیم باید انگشت اشاره خود را مستقیماً به سوی کسانی دراز کنیم
امام صادق(علیه السلام)
«قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الصَّادِقِ ع فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ- أَخْبِرْنِی عَنْ مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَقَالَ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ صِلَةُ مَنْ قَطَعَکَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَکَ وَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلَی نَفْسِک»
«از امام صادق(علیه السلام) درباره مکارم اخلاق سؤال شدفرمودند:گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، ارتباط با کسی که با تو بریده، عطا به آنکه تو را محروم ساخته، وگفتن حق هر چند به ضرر تو باشد»
امام صادق(علیه السلام)
«قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الصَّادِقِ ع فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ- أَخْبِرْنِی عَنْ مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَقَالَ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ صِلَةُ مَنْ قَطَعَکَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَکَ وَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلَی نَفْسِک»(1)
«از امام صادق(علیه السلام) درباره مکارم اخلاق سؤال شد، فرمودند:گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، ارتباط با کسی که با تو بریده، عطا به آنکه تو را محروم ساخته، وگفتن حق هر چند به ضرر تو باشد»
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)
«جَعَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مَکارِمَ الْاخْلاقِ صِلَةً بَیْنَهُ وَبَیْنَ عِبادِهِ فَحَسْبُ احَدِکُمْ انْ یَتَمَسّکَ بِخُلُقٍ مُتَّصِلٍ بِاللَّه»(1)
«خداوند سبحان فضائل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، همین بس که هر یک از شما دست به اخلاقی بزند که او را به خدا مربوط سازد»
امیرالمومنین علی(علیه السلام)
«لَوْ کُنَّا لانرجُو جَنَّةً وَلانَخْشی نارَاً وَلاثَواباً وَلاعِقاباً لَکانَ یَنْبَغی لَنا انْ نُطالِبَ بِمَکارِمِ اْلَاخْلاقِ فَانَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلی سَبِیلِ النَّجاحِ»(1)
«اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی نمیداشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفّقیّت هستند»
امیرالمومنین علی(علیه السلام)
«لَوْ کُنَّا لانرْجُو جَنَّةً وَلانَخْشی نارَاً وَلاثَواباً وَلاعِقاباً لَکانَ یَنْبَغی لَنا انْ نُطالِبَ بِمَکارِمِ اْلَاخْلاقِ فَانَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلی سَبِیلِ النَّجاحِ»(1)
«اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی نمیداشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفّقیّت هستند»
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولًا مِنْ انْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ایاتِهِ وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبین»(1)
«خداوند بر مؤمنان منّت نهاد (نعمتی بزرگ بخشید) هنگامی که درمیان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)
«تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ تَخْلِیصُ النِّیَّةِ مِنَ الْفَسَادِ أَشَدُّ عَلَی الْعَامِلِینَ مِنْ طُولِ الْجِهَاد»(1)
«خالص کردن عمل(درنیّت)سختر از خود عمل است وخالص کردن نیّت سختتر از مجاهده مجاهدان در طول جهاد است»
ما به صورت ذهنی به یک سری از عقاید، اعتقاد داریم و شاید جان خود
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)
«الْحِرْصُ وَ الشَّرَهُ وَ الْبُخْلُ نَتِیجَةُ الْجَهْل»(1)
«حرص وطمع وبخل نتیجه جهل هستند»
1-حرص: آزمندشدن, ضد قناعت. توضیح ضد قناعت است و آن طلب بدست آوردن نعمت زیاد و آرزوی زوال نعمت غیر است و یا طلب شئ است بکوشش زیاده از حد.(2)
2-شره: طلب کردن مال بدون قناعت(طمع)(3)